كناره گرفت وپسر خود نوح را بر تخت نشاند . « نوح بر جاى پدر نشست ورجال دولت را مخاطب ساخته . . . [ گفت ] : بدانيد كه من در همه چيز نوح هستم نه نصر آنچه گذشت گذشت . . . پس از آن پدر را دست وپا در بند به كهندژ فرستاد ودر آنجا محبوس ساخت » . « 248 » وسران سپاه را گفت : « اگر پدرم از راه صواب به دور افتاد به جزاى خود رسيد . اما شما هم بايد با كفّار وملحدان جهاد كنيد وهم كساني را كه در خراسان وما وراء النهر با پدرم هم مذهب شدهاند نابود سازيد . أموال واملاك ايشان نيز بر شما حلال است ، زيرا أموال باطنيه سزاوار چپاول وغارت است . . . بر شماست كه محمد نخشبى وهمنشينان پدرم را دستگير كنيد وهمه را گردن بزنيد . . .
محمد نخشبى را كه داعى اين مذهب بود گرفتند وبه همراه حسن ملك وأبو منصور جفاني ، وأشعث وعدهاى از اميران ورجال باطني گردن زدند ودر شهر نيز هر كه از ايشان يافتند به قتل رساندند . » « 249 » وپس از بخارا وما وراء النهر ، لشكر از جيحون گذشت وبه پاكسازى شهرهاى خراسان پرداخت وچنان شد كه در خراسان وما وراء النهر ، كسى از ايشان بر جاى نماند مگر آن كساني كه در باطن آن مذهب داشتند ، امّا بر اظهار آن قادر نبودند . وبدين ترتيب كار ايشان در خراسان تمام شد . » « 250 »
حقيقت اين است كه ضربهء نوح بر پيكر اسماعيليه چندان كارگر نيفتاد . « 251 » چون پس از نسفى امر دعوت به أبو يعقوب سجستانى « معروف به بندانه » « 252 » محوّل شد كه كار نسفى را كه - شيخ شهيدش ناميدند - دنبال كرد و « دعوت خود را در سيستان انتشار داد . » « 253 » وپيداست كه مذهب أبو يعقوب همان است كه نسفى تبليغ مىكرد . « 254 » وأبو يعقوب موفق شد ، أبو تمام نيشابورى فيلسوف را به مذهب إسماعيلي درآورد . « رسولان سيستان » در سراسر مناطق تا بغداد دعوت خود را گستردند - همان رسولانى كه به گفتهء أبو حيان در روزهاى جمعه با أبو سليمان منطقي سجستانى ديدار مىكردند . بعد از أبو يعقوب سجستانى ، پسر شيخ شهيد ، معروف به « دهقان » وپس از أو ، إسحاق سجزى ( سگزى ) دعوت اسماعيليه را به عهده داشتند
هامش
( 248 ) . نظام الملك ، سياست نامه ، ص 242 [ / 243 ] .
( 249 ) . همان ، ص 243 [ / 244 ] . ابن نديم مىگويد كه نخشبى به اين صورت به قتل نرسيد ، بلكه نوح « فقها را گرد آورد وگفت كه با نسفى مناظره كنند وپس از آنكه أو در مناظره مفتضح گرديد ، وأو چند تن از سران لشكر ودعاة آن مذهب نيز در پى أو اعدام شدند » ( الفهرست ، ص 239 ) .
( 250 ) . همان ، ص 243 [ / 244 ] . ابن نديم مىگويد كه نخشبى به اين صورت به قتل نرسيد ، بلكه نوح « فقها را گرد آورد وگفت كه با نسفى مناظره كنند وپس از آنكه أو در مناظره مفتضح گرديد ، وأو چند تن از سران لشكر ودعاة آن مذهب نيز در پى أو اعدام شدند » ( الفهرست ، ص 239 ) .
( 251 ) سخنان نظام الملك را در مسائل تاريخي نبايد چندان جدّى گرفت . - م .
( 252 ) . بغدادي ، الفرق بين الفرق ، ص 283 .
( 253 ) . اسفراينى ، التبصير في الدين ، ص 84 .
( 254 ) . شتيرن ، « أبو يعقوب سجزى » ، دائرة المعارف الاسلامية ، ج 2 ، ص 37 .