وچون أمير حسين مرورودى امر دعوت را به عهدهء نخشبى گذاشت وأو را سفارش كرد كه شخصي را « در خراسان به جاى خود بگمارد واز جيحون بگذرد وبه بخارا وسمرقند رود واهالى آنجا را به اين مذهب بخواند » ، « 244 » نخشبى طبق توصيهء مرورودى ، شخصي را در مرورود بر جاى خويش تعيين كرد واز « جيحون گذشت وبه بخارا رفت وچون وضع را براي اظهار دعوت مساعد نيافت ، بخارا را به قصد نخشب ترك گفت وتوانست يكى از نديمان أمير خراسان به نام بكر نخشبى . . . را كه از خويشان وى بود بدان مذهب در آورد . بكر نيز شخصي به نام أشعث را كه كاتب خاص أمير سامانى بود وبا أو منادمت داشت به مذهب خود درآورد وآيتاش حاجب خاص نيز كه از دوستان ايشان بود بدان مذهب گرويد ، واين هر سه أبو عبد الله نخشبى را ترغيب كردند كه به بخارا بازگردد وگفتند : « تو با اين دعوت در كوتاهترين زمان به آسمان خواهى رسيد وهمهء بزرگان وأعيان دولت به مذهب تو در خواهند آمد » . « 245 »
بدين ترتيب نخشبى به بخارا بازگشت و « با آن ياران خاص ، در مجالس أعيان ورجال حضور مىيافت ومردم را دعوت به تشيع مىكرد وبه تدريج ايشان را به مذهب « سبعيه » داخل مىنمود تا رئيس بخارا ومتصدّى جمع خراجها وجمع كثيرى از تجّار وبزرگان وأعيان دعوت أو را پذيرفتند وحسن ملك كه از خواص أمير ووالى ايلاق ووكيل خاص بود به مذهب أو درآمدند . . .
پس از آنكه ياران أو رو به فزونى گذاشتند كوشش خويش را بر دعوت شخص أمير متمركز ساخت » « 246 » وياران أو در حضور أمير خراسان از وى با تجليل نام مىبردند ، « تا أمير را شيفتهء أو ساختند ، وأمير سامانى أو را گرامى داشت وبه خويش نزديك ساخت وخلاصه كار به آنجا رسيد كه أمير نصر بن أحمد به أو گرويد . وقدرت ونفوذ أو در دربار سامانى به حدّى بود كه عزل ونصب وزيران به اشارهء أو صورت مىگرفت وأمير هر چه را أو مىگفت به اجرا مىگذاشت .
وچون كار نخشبى تا اين حد بالا گرفت ، دعوت را آشكار ساخت وپيروان أو نيز أو را يارى كردند تا آنكه أمير سامانى نيز در مجالس « سبعيين » شركت مىكرد ، ليكن فرماندهان سپاه وتركان ، قرمطى شدن أمير را خوش نداشتند . سپهسالار با نصر بن أحمد در اين مورد سخن گفت ونتيجهاى نگرفت ، سرانجام ، لشكريان شوريدند وفتنهاى بزرگ برخاست . » « 247 »
نظام الملك وقايع آن انقلاب را به تفصيل نوشته وبر حسب قول أو نصر بن أحمد از پادشاهى
هامش
( 244 ) . نظام الملك ، سياست نامه ، ص 238 [ / 38 - 237 ] .
( 245 ) . همان ، ص 239 - 238 [ / 239 ] .
( 246 ) . همان ، ص 239 - 238 [ / 239 ] .
( 247 ) . همان ، ص 239 - 238 [ / 239 ] .