تدبير روحاني قائل بود . » « 209 » ومعلوم است كه أو به قدماي خمسه قائل بوده ، يعنى همان اعتقادي كه أبو بكر رازي وايرانشهرى بدان شهرت دارند .
از پيروان قدّاح شخصي معروف به خلف الحلّاج بود كه أو را براي دعوت به رى فرستاد ، « 210 » وأو توانست گروهى از مردم « كلين » را به مذهب خود در آورد . بعد از أو پسرش احمد دعوت رى را به عهده داشت واز ياران احمد شخصي بود به نام غياث كه « در علم نحو وأدب حذاقتى داشت ، وى را در دعوت ، خليفهء خويش ساخت » « 211 » وأو توانست آن مذهب را در رى وقم وكاشان منتشر سازد . ليكن « فقيه عبد الله زعفرانى مردم رى را بر ضدّ أو برآغاليد وأو مجبور به فرار به سوى خراسان شد . مردم سنّى رى به گروهى از پيروان آن مذهب خلفي نام دادند وگروه ديگر را باطني گفتند . » « 212 »
اسفراينى - عبد القاهر بغدادي از أو نقل مىكند - مىگويد كه « عبد الله بن ميمون ديصان قدّاح . . . در ميان پيروانش شخصي ظهور كرد به نام حمدان قرمط كه به دعوت مردم بحرين پرداخت » « 213 » و « برادر أو به نام مأمون ، مأمور به دعوت مردم فارس شد ، از اين رو قرامطهء فارس را مأمونيه نيز گويند . » « 214 » از اين روايت چنين بر مىآيد كه دو مذهب إسماعيلي وقرمطى حد أقل در أصل يكى بودهاند ، وشايد به همين دليل ، مورّخان وعلماى كلام - در آن عصر - دو مذهب را يكى گرفتهاند ؛ با آنكه مىدانيم ، متكلمان خراسان عمدهء كوشش خود را در ردّ بر قرامطه به كار بردهاند ، از اين امر مىتوان دريافت كه به نظر ايشان اختلاف بين قرامطه واسماعيليه ، اختلاف بين دو مكتب كلامي در يك مذهب ، بوده است . « 215 »
واما دربارهء غياث داعى إسماعيلي رى . أو بعد از فرار از رى به مرو رود رفت ودر آنجا أقامت كرد و « أمير حسين بن علي مرورودى را دعوت كرد وأجابت يافت . . . پس غياث [ حسين ] را به مرو الرود خليفه كرد به دعوت كردن وخود باز به رى شد » « 216 » تا دوباره « مذهب سبعيه . « 217 » را تبليغ كند » ؛ أهل سنّت در تعقيب أو برآمدند و « أو بگريخت وكس أو را نيافت » . « 218 »
امّا أمير حسين بن علي مرورودى سپهسالار لشكر خراسان بود ودر 297 ه أمير أحمد بن
هامش
( 209 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 240 .
( 210 ) . نظام الملك ، سياست نامه ، ص 233 [ / 233 ] .
( 211 ) . همان ، ص 234 . [ / 234 ] .
( 212 ) . همان ، ص 235 [ / 234 ] .
( 213 ) . اسفراينى ، التبصير في الدين ، ص 83 .
( 214 ) . عبد القاهر بغدادي ، الفرق بين الفرق ، ص 283 .
( 215 ) . عبد القاهر بغدادي ، الفرق بين الفرق ، ص 283 .
( 216 ) . نظام الملك ، سياست نامه ، ص 235 و 236 [ / 235 و 236 ] .
( 217 ) . نظام الملك ، سياست نامه ، ص 235 و 236 [ / 235 و 236 ] .
( 218 ) . نظام الملك ، سياست نامه ، ص 235 و 236 [ / 235 و 236 ] .