تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
تن كه ابن شاهويه باشد با قرامطه ارتباط وهمدستى دارد . « 204 » از جمع اين مطالب به اين نتيجة خواهيم رسيد كه رسولان سيستانيى كه أبو سليمان با ايشان ارتباط داشته است از داعيان اسماعيليه بوده‌اند . مطلبي كه أبو حيان توحيدي دربارهء پيوند أبو تمام نيشابورى وأبو الحسن عامري با نهضت اسماعيليه يا قرامطه گفته است ، در تعيين واقعيت اعتقادي وهويّت مكتبى أبو الحسن عامري اهميت بسيار دارد ، از اين رو پس از بررسى وضع اين دو در قرن چهارم هجرى ، مجددا دربارهء آن سخن خواهيم گفت . ه ) اسماعيليه وقرامطه در خراسان : از مآخذ تاريخي ومطالبى كه دربارهء انتشار مذاهب إسماعيلي وقرمطى ، با خلط بين آن دو ، نوشته‌اند اين تصور براي انسان به وجود مىآيد كه اين دو جنبش در أصل يكى بوده است . « 205 » در اينجا از جنبش اسماعيليه وتأثيرى كه در زندگى فرهنگى مردم آن عصر داشته است سخن مىگوييم تا أوضاع خاص فرهنگى قرن چهارم كه أبو الحسن عامري در آن پرورش يافته وتأثرى كه وى از آراء آنها داشته است ، روشن گردد . جنبش اسماعيليه در فارس وخراسان به داعيانى مربوط مىشود كه از رجال معروف آن ، يكى عبد الله بن ميمون بن ديصان قدّاح ومحمد بن حسين معروف به دندان است . قدّاح از كساني است كه در تأويل آيات قرآن بويژه حروف أوائل السور غلو مىكردند وآن معاني را « با آميزه‌اى از سخنان أهل طبائع وألفاظ فلاسفه درهم مىآميختند ودر آن از كلماتي نظير لوح وقلم ، وعرش ، كرسي ، زياد استفاده مىكردند . » « 206 » پيداست كه انديشهء قدّاح عناصرى از فلسفه نو افلاطونى را كه أحيانا از رسائل اخوان الصفاء برگرفته شده است در بر دارد . امّا « دندان » از كاتبان أحمد بن عزيز بن بودلف بود . « 207 » « دندان » نخست در ميان أكراد جبال توز در نزديكى اهواز به نشر عقايد خود پرداخت وجماعتى از مردم « بدين » به أو گرويدند . « 208 » ابن نديم « دندان » را مردى « باهوش وحاذق در علم نجوم دانسته كه به وجود نفس وعقل وزمان ومكان وهيولى اعتقاد داشت وبراي كواكب
هامش
( 204 ) . أبو حيان توحيدي ، الامتاع والمؤانسة ، ج 1 ، ص 48 .
( 205 ) . خواجة نظام الملك طوسي ، سياست نامه ( سير الملوك ) ترجمهء يوسف حسين بكار ، دار القدس ، بيروت ، ص 257 [ / متن فارسي ، به تصحيح علامه محمد قزوينى ، چ 2 ، تهران ، 1344 ، ص 232 ] .
( 206 ) . همان ، ص 233 [ / ص 233 ] .
( 207 ) . اسفراينى ، التبصير في الدين ، ص 83 .
( 208 ) . اسفراينى ، التبصير في الدين ، ص 83 .