تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
است وأو تصانيف بسيار دارد ، از جمله رسالة في الحدود كه كسى مانند آن را ننوشته است . « 199 » شايد علت آنكه ابن نديم وقفطى وابن خلّكان وديگران از أو نام نبرده‌اند اين باشد كه أو به پادشاه سيستان أبو جعفر بن بانويه پناه برده است . نويسندهء منتخب صوان الحكمة از برخى مجالس ومحاورات دربار سيستان كه در آن ، اسفزارى وابن حبّان ، وطلحه ، وأبو تمام [ نيشابورى ] وجز ايشان « 200 » واز همه معروفتر أبو سليمان منطقي سجستانى شركت داشته‌اند مطالبى نقل كرده است ، از جمله مناظرهء أبو تمام با أبو سليمان منطقي در مجلس ابن بانويه ومغلوب شدن أبو سليمان منطقي . آشنايى بيشتر با أبو تمام يوسف بن محمد را بايد پس از نشر ميراث أدبي وفلسفي بزرگان سيستان در قرن چهارم هجرى انتظار داشت . موضوعي كه أبو تمام بدان شهرت داشت ، دعوت به وحدت ميان فلسفه وشريعت است . توحيدي تعصّب ومخالفت شديد متشرّعان مخالف فلسفه را با اين انديشه نقل مىكند ومىگويد كه پيش از أبو تمام نيز عدهء زيادى ، « واز جملهء آنها أبو زيد بلخى ، مدّعى بودند كه فلسفه وشريعت مكمّل وپشتيبان يكديگرند وفلسفه همانند شريعت است ويكى مادر است وديگرى دايه . . . وروش فلسفي أبو تمام نيز همين بود از اين رو به طايفهء معروف به « سبعيه » « 201 » پيوست وبه مطرف بن محمّد وزير مرداويج پناهنده شد تا أو را در اظهار وتبليغ عقيده‌اش يارى دهد ، اما جز خوارى بيشتر ومنزوى شدن براي أو ثمره‌اى نداشت . انديشهء فيلسوف أبو الحسن عامري نيز همين وحدت بين شريعت وفلسفه بود » . « 202 » چنان كه اشاره رفت أبو تمام نيشابورى در خدمت « سبعيه » بود وسبعيه از نامهايى است كه بر اسماعيليه اطلاق مىشد . أبو سليمان سجستانى نيز مدتي را در دربار پادشاه سيستان به سر برده است واگر بر اين دو نكته سخن وزير بغدادي [ ابن سعدان ] با أبو حيان را بيفزاييم كه به أو گفت : « شنيده‌ام أبو سليمان روزهاى جمعه به ديدار رسولان سيستان مىرود وبا ايشان نشست وبرخاست مىكند وگمان دارد كه تو نيز با أو هستى » « 203 » پس از آن از وى سؤال مىكند كه حاضران آن مجالس چه كساني هستند ، در اين سؤال وجواب معلوم مىشود كه حد أقل يك
هامش
( 199 ) . سجستانى ( أبو سليمان محمد بن طاهر بن بهرام منطقي ) ، منتخب صوان الحكمة ، به كوشش د . م . دنلوپ ، مجارستان ، 1979 ، ص 147 . كه نظريهء أرسطو را دربارهء حركت از قول أو نقل كرده است .
( 200 ) . همان ، ص 133 . روايت مربوط به مناظره در صفحهء 134 است .
( 201 ) . در أصل « الشيعية » .
( 202 ) . توحيدي ( أبو حيان ، علي بن محمد بن عباس ) ، الامتاع والمؤانسة ، ج 2 ، به كوشش ، احمد امين واحمد الزين ، منشورات دار مكتبة الحياة ، بيروت ، 1953 ، ص 15 .
( 203 ) . أبو حيان توحيدي ، الامتاع والمؤانسة ، ج 1 ، ص 42 .