تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
دو گونه است ، امتناع مطلق مانند چهار ضلعى بودن دايره ووجود بىنهايت مطلق بالفعل وامتناع مقيد . اين گونه امتناع نيز دو نوع است : امتناع مقيد به قدرت ، مانند شخصي كه قادر به تضعيف مكعب به طريقهء ارشميدس نيست ، هر چند كه برهان بر آن محقّق است . وامتناع مقيد به حكمت ، مانند شخصي كه به سعادت ابدى نخواهد رسيد در حالي كه مستغرق در شرارت وشهوت است . به نظر فيلسوف راه زوال امتناع مقيّد به قدرت ، نياز ودعا به درگاه الهى است تا راه را به سوى آن باز كند . اما ممتنع مقيّد به حكمت ، تمامى أمور مخالف مصالح سياسي وتدابير حكيمانه را شامل مىشود كه به تفضّل الهى وعنايت أو مقرر شده است . عامري پس از تحديد معنى ممتنع واقسام آن به بحث دربارهء موضع فلاسفهء طبيعي نسبت به ممتنع مقيّد به حكمت وعنايت الهى مىپردازد ودر اين مورد گويد : « فرقه‌اى از طبيعيون به انكار سياست الهى در أمور جارى جهان برخاسته‌اند وادعى كرده‌اند كه همهء اين أمور خارج از تقدير كسى است كه خلق وامر به دست اوست . به اين دستاويز كه اگر عنايت الهى تعلقي به پديده‌هاى اين جهان مىداشت ، به هيچ وجه روا نبود كه در موجودى از موجودات نقصان وناتمامى وكمبود وجود داشته باشد در حالي كه چنين أموري وجود دارد . بويژه آنكه اگر سياستگزار آن ، موصوف به عدل ومنزّه از ستم باشد » . از اين رو اين گروه از طبيعيون به اين قول گراييده‌اند كه حدوث أشياء تابع يك ضرورت تخطّىناپذير است ووجود آن از هر غرض ووظيفه‌اى به دور است . براي مثال « دندانهاى پيشين دهان براي آن تيز وبرنده نشده است تا غذا را تكّه تكه كند ودندانهاى آسيا پهن ساخته نشده است تا غذا را نرم كند ، بلكه برحسب اتفاق مادهء لطيفى براي دندانهاى تيز فرآهم شده وماده‌اى كثيف براي دندانهاى آسيا ، پس از آن حيوان برحسب تصادف داراى اين دندانها واشكال آن شده وبرحسب اتفاق از آنها سود برده است . در بقيهء اندامها نيز وضع بر همين منوال است . . . واگر نزول باران به سياست الهى حكيمانه‌اى مربوط بود خرمن وغلّه را فاسد نمىكرد وباعث ويراني بناها نمىشد ، در حالي كه اين آفات همواره همراه با باران است پس معلوم مىشود كه چيزى است حادث از تصاعد بخار آب واستحالهء آن در اثر سردى هوا به صورت قطرات آب . » پيداست كه فلاسفهء طبيعي كه عامري از آنها سخن مىگويد وجود وظيفة را به عنوان علّت وجود عضو انكار داشته‌اند وبرآنند كه نخست عضوى ساخته شده ، پس از آن در بعضي حالات وظيفه‌اى براي آن پيدا شده است ووظايف اعضا فقط برحسب خصايص ذاتي آنها معين مىشود ، نه آنكه اين خصايص از ابتدأ براي انجام أمور ووظايف خاص در نظر گرفته شده باشند .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 248 | أبو الحسن العامري