ديگرى گاه « اثرى مىگذارد كه در طبيعت خود أو نيست مانند خورشيد كه پوست را سياه مىكند وپارچهء رنگى را سفيد مىكند در حالي كه خود نه سياه است نه سفيد ، پس اين گونه تأثير تنها از طريق مناسبت موجود بين مؤثر وقابل به وقوع مىپيوندند . »
ب ) ممكن تقلبي . عامري گويد كه موجودات ناقص ودور از مرتبه كمالاند . بعضي « نزديكتر به كمالاند مانند سرشت فرشتگان » ، وبرخى « دورترند اما محروم از نيل به آن نيستند ، مانند سرشت آدميان » ؛ وبرخى محروم از نيل به كمالاند وطمع بدان نيز در آنها نيست اما تعهد الهى وعنايت أو آنها را از درجهاى از كمال برخوردار مىدارد ، « مانند اسبى كه در پرورش آن كوشش به اندازه شود » ؛ وبعضي موجودات با آنكه از كمال نهايت بعد را دارند در صورت تعهد كافى به درجهاى از درجات كمال مىرسند مانند ، « ميوهها ودانهها » .
نوع فعل طبيعي به جوهر جسم منشأ فعل نيز بستگى دارد وبا خواص وقواى تشكيل دهندهء جسم يعنى عناصرى كه جسم از آن تركيب يافته مناسبت دارد وهمين أمور ماهيت فعل را مشخّص مىكنند و « اگر چنين نبود تركيبات جسماني بىمعنى وبىفايده بود . »
وچون انسان مركّب از نفس ناطقه وبدن است ضرورة بايد برحسب هر يك از دو جهت وجودي ، فعلى خاص از أو صدور يابد واز تركيب آن دو نيز فعلى ديگر . بدن انسان براي بناى جهان سفلى ساخته شده است ونفس ناطقهء أو براي آرايش عالم علوي وقوهاى كه در أو از تركيب دو جوهر حاصل شده است ، همان است كه از طريق حكمت عملي در سه مورد اصلاح اخلاق وكدخدايى وتدبير ملك ابراز مىدارد .
جدا بودن نفس از بدن ، از حيث ذات وطبيعت ، بدين معنى است كه افعال عقلي انساني كه صادر از نفس است محكوم تأثيرات فلكى نيست ، در حالي كه افعال بدني أو مانند : خواب وبيدارى وصحّت وجز آنها تحت تأثير آن است . وافعال صادر از نفس وبدن با هم ، مانند : تدابير وانديشهها وهنرها وصناعات از حيث مبادى به تأثير فلكى مربوط است ، اما در فعل ، تابع عمل قصدي است ؛ وبه همين دليل گفته شده است كه « انسان در همهء فعاليتهاى خويش به صورت مضطرّ مختار است . . . واين اصلى است مهم كه بدان ، دو مذهب جبر وقدر باطل مىگردد . »
از بين قوايى كه فعل از آنها صدور مىيابد ، قواى فكرى وذهني وپندارى است وممكن نيست كه اين قوا را در وجود « حادث از امتزاج عناصر چهارگانه بدانيم ، بلكه آنها روحاني ونامتناهىاند ، در حالي كه قواى مادّى همگى متناهىاند » . وچون بايد معلول از جنس علّت باشد از اين رو پژوهندگان حقيقت به اين قول گراييدهاند « كه علّت قريب آنها تأثير أفلاك هفتگانه وكواكب سيارهاند . »
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 245
مساهمون: أبو الحسن العامري
ص٢٤٥