تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
قدريه مىگويند ، يا تحت مقولهء امتناع ، چنان كه مجبره گويند ؟ واگر تحت امكان واقع باشد آيا ايمان چنين كسى تحت امكان طبيعي است يا تحت امكان تقلّبى يا تحت امكان نادر ؟ همچنين اگر تحت امتناع قرار گيرد آيا تحت ممتنع مطلق است يا تحت ممتنع مقيّد به قدرت ويا تحت ممتنع مقيد به حكمت ؟ » . قدريّه براي اثبات اين امر كه ايمان چنين شخصي كه خداوند مىداند هرگز ايمان نخواهد آورد تحت امكان است احتجاج كرده‌اند به اين كه خداوند أو را امر به ايمان كرده است ومعقول نيست كه كسى را به امر محال مأمور سازند . مجبّره نيز براي اثبات امتناع ايمان أو گفته‌اند : اگر ايمان وى ممتنع نباشد ممكن است كه أو ايمان آورد ودر علم الهى تغيير حاصل شود ، در حالي كه اين تغيير محال است ، پس ايمان چنين كسى ممتنع است . فيلسوف اين اشكال را از طريق بررسى أسباب ايمان نياوردن اين فرد حل مىكند . بدين ترتيب كه يك فرد اگر به سبب بىعقلى ايمان نياورد مورد رحمت است . واگر دعوت به أو نرسيده باشد معذور است واگر انكار ورزيده ودنيا را بر آخرت برگزيده باشد مخذول است . ايمان كسى كه عقل ندارد تحت مقولهء ممتنع مطلق است . ايمان كسى كه دعوت به أو نرسيده ، تحت مقولهء ممتنع مقيّد به قدرت است . ايمان كافر منكر تحت مقولهء ممتنع مقيد به حكمت است . بدين ترتيب عامري قضيهء اخلاقى را بر أساس ما بعد الطبيعة حل مىكند ودر پايان كتاب ، يادآور مىشود كه برخى از افعال انساني به حكم ضرورت است وبرخى ديگر تحت ارادهء فاعل آزاد . جز اينكه فيلسوف به يك سؤال كه از تحليل أو در مورد غايت پيش مىآيد پاسخ نمىدهد وآن اين است كه أو گويد : خواص وافعال موجودات همه از ناحيهء خداوند تعيين گرديده است تا منتهى به غايت معيّن گردد واين مستلزم آن است كه همه چيز تحت قيميّت تخطّىناپذير درآيد . ليكن در همين حال أو معتقد است بخشي از افعال انسان به ارادهء آزاد اوست . آيا مىتوان گفت : آزادى عمل در اين شرايط براي يك فرد درست همانند ايمان كسى است كه خداوند مىداند كه أو هرگز ايمان نخواهد آورد ؟ واين افعال براي تحقّق غايت الهى ضروري است ؟ اگر چنين مطلبي درست باشد عدم ايمان فرد مذكور نيز از افعال ضروري خواهد بود ، هر چند كه در ظاهر آزاد باشد . واگر امر بدين ترتيب نباشد واستنتاج ما درست در نيايد ناچار بايد به وجود تناقض آشكار در تحليل عامري نسبت به حوادث وافعال اعتراف كنيم واگر توجّه داشته باشيم كه اين تناقض فقط مربوط به فعل انساني است در آن صورت درخواهيم يافت كه قول أبو حيان توحيدي در اين مورد درست است كه گفت : « عامري در بيان اين مسأله بسيار حكيمانه واستوار سخن گفته ، ليكن بشر را از جبر وقدر نرهانده است . » « 3 »
هامش
( 3 ) . أبو حيان توحيدي ، الامتاع والمؤانسه ، ج 1 ، ص 223 - 222 .