عامري اين طرز تفكّر طبيعيون را عناد با دين وآئين الهى مىداند واز اين رو به ايراد بعضي ادلهء حكما در ردّ آن مبادرت مىورزد . وسخن را در اين نقد از طبيعت آغاز مىكند كه نهادى الهى است در أشياء برحسب استعداد وخصايص هر يك از آنها . تا آنكه به غايت مورد ارادهء الهى منتهى گردد ومىگويد : « شأن طبيعت كه قوهاى الهى در أشياء است اين است كه عناصر را برحسب نهاد وسرشت آنها به حركت درآورد وهر چيز برحسب استعداد خداداد حركت كند تا به غايت محدود وتعيين شده منتهى گردد ، مانند روييدن سبزه از بذر تا آخر تكامل آن .
فيلسوف ، براي آنكه تحليل أو در مورد علت غايى براي افعال طبيعت بدين دليل كه از خود افعال گرفته شده يا انسان بر آن تحميل كرده است رد نشود ، به تحليل افعال صناعي انسان ومقايسهء آن با افعال طبيعي پرداخته ، گويد : افعال صناعي - كه غير از فعل طبيعت است - هيچ گاه خالى از غرضى حكيمانه نيست وطبيعت به دور از فعل الهى هيولايى است عاجز از كسب صورت براي خويش . بدين ترتيب طبيعت وصناعت با يكديگر متشابه مىگردند چون هر دو در فعل خود از يك روش با آغاز وانجام محدود ومعيّن پيروى مىكنند وصناعت همواره كمك كار طبيعت است در افعال مخصوص به آن چنان كه در طبّ وكشاورزى ملاحظه مىشود ، حال اگر كمك كار ويارى رسان خالى از غرض باشد طبيعت نيز خالى از غرض خواهد بود ، حال آنكه مىدانيم ما در صناعات داراى غرض مشخّص هستيم ، پس طبيعت نيز چنين است .
فيلسوف تفسير غايى يا قصدي خود را با ذكر نمونههايى از رفتار جانداران مانند آشيانه سازى چلچله وخانههاى مسدّس زنبور عسل ادامه داده ، گويد چه نيازى به استشهاد به افعال حيواني داريم . در حالي كه نباتات را مىبينيم كه ريشه را به پايين زمين فرو مىبرند تا غذا وآب بمكند وبرگهاى بسيار بر ميوههاى خود مىپوشند تا از حرارت زياد جلوگيرى كنند وميوهء خود را در محفظههاى أيمن قرار مىدهند كه همه دليل بر آن است كه طبيعت به سوى غايت كمالى حركت مىكند . . . نه به صورت ضرورت اتفاقي .
عامري پس از اين بحث از طريق ديگرى به اثبات غايت در طبيعت وجهان پرداخته است ودر اين باره گويد : خداوند اجرام سماوي را دوام شخصي عطا كرد وموجودات عالم سفلى را دوام نوعي بخشيد ، سپس شريفتر را كه ثبات شخصي است علت فروتر كه ثبات نوعي است قرار داد وبدين ترتيب رابطهء علت ومعلول را برقرار ساخت .
پس چون اجرام علوي فاعل حوادث عالم سفلى است ، حوادث اين جهان سفلى كه به اشخاص متغيّرند ودر امتداد نسلها دوام مىيابند منتهى شد به ظهور برگزيدهء مخلوقات ، خاتم نبوّت صلى الله عليه وآله الأخيار وبدين ترتيب عالم سفلى به منزلهء نقطهء كمال عالم علوي گرديد .
طبيعت - برحسب قول عامري - جسمي است داراى قوهء متناهي واز اين رو بقاى أنواع در
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 249
مساهمون: أبو الحسن العامري
ص٢٤٩