تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مطلب مىپردازد . بدين ترتيب كه هر موجودى از داشتن چهار علّت ناگزير است : فاعلى ، مادّى ، صوري ، غايى . مادّه يا عنصر همان چهار آخشيج است وصورت « عبارت از آن قوهء ذاتي است كه ذات هر نوع از أنواع بدان اختصاص مىيابد وغايت در بنا وآبادانى اين عالم است كه افعال موجودات تكوّن مىيابد . » در مورد فاعل ، بعضي از فلاسفه گويند كه آن جسمي اثيرى است كه خداوند آن را مأمور كرده است « تا با قواى خويش آنچه مىتواند از أجسام مادّى به ظهور رساند » وبعض ديگر گفته‌اند : « فاعل بارى تعالى است وجسم اثيرى در حكم ابزار است » . بدين ترتيب حوادث اين جهان يا موجود به امر است - بر وفق نظريهء أول - يا موجود به خلق است بر وفق نظريهء دوم . وعامري گويد كه اين رأى يا تصور مورد اتفاق همهء فلاسفه است جز گروهى از فلاسفهء فرومايهء طبيعي مذهب كه خذلان ايشان را به انكار صانع واداشته است . تا هنگامى كه برخى از أجسام در برخى ديگر اثر مىگذارند ، هر جوهري در قوام خود نيازمند به جوهري ديگر ومطيع وپذيراى اثر آن است ، يا آنكه تدبير الهى از طريق جوهر مؤثر در آن جارى است وبنا بر اين از جهت شرف در درجهء پايين‌ترى از مؤثر است ، بر اين أساس شريفترين جواهر اختصاص به شريفترين صور وشريفترين افعال دارد . « صاحب منطق گويد : جرم آسمانى نسبت به اجرام ديگر رياست دارد ، ليكن حركت آن به ارادهء مبدع است » امّا افعال حادث از فلك در عالم سفلى عبارت است از تغيّر جوهري يا كون وفساد وتغيّر كمّى يا زيادى ونقصان ؛ وتغيّر اينى يا « دگرگونيهايى كه در رنگ وطعم وبوى أشياء پيش مىآيد » واز آنچه گذشت معلوم است كه « فاعل على الاطلاق ذات يگانهء حق است . » فيلسوف بين تحليل پيشين خود وتقسيم‌بندى موجودات در عالم سفلى چنين ارتباط ايجاد مىكند : « هر كس ادعى كند كه أمور . . . در حدوث به تأثير أفلاك وكواكب بستگى ندارند به نوعي وقاحت يا در افتادن به جهالت دچار شده است وهر كس بگويد كه معاني فكرى جز از طريق تأثير فلكى به حصول نمىپيوندد نيز مرتكب گزافه‌گويى شده است . أمور صناعي وحرفه‌اى نيز از تأثيرات فلكى بىنياز نيست مانند كشاورزى وطب » « وبعضي از أنواع آن بىنياز است مانند آواز خواندن يا ورّاقى . » اما معاني اتفاقي يا « برحسب ابداع الهى است - هرگاه انسان روحاني باشد - » يا برحسب « تأثيرات طبيعي است - هرگاه بهيمى باشد - كه اين شاذ ونادر است . » اما معاني طبيعي أموري است كه معلول تأثير اجرام علوي است . جز اينكه تأثيرات اجرام مذكور واقع نمىشود مگر برحسب مناسبات حكيمانه‌اى كه از طريق ابداع الهى بين آنها وموجودات عالم سفلى قرار داده شده است . از اينجاست كه چيزى در چيز