تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
موجودات فكرى با عقل ونفس ناطقه وموجودات صناعي با حيوان واندامهاى آن ، وموجودات اتفاقي با اعراض وأمور ناگهانى . عامري گويد : همهء اين موجودات با ذات الهى از جهت فعل « خلق » پيوستگى دارند ، « خواه بر حسب قضا وخواه قدر وخواه از هر دو جهت » . از اين سخن معلوم مىشود كه غرض أولى از ايجاد جهان هستى كه نمودار « افاضهء جود وابراز قدرت واظهار حكمت » است ، از سه صفت اصلى « واحد » كه يحيى بن عدي آنها را بر شمرده است : « جود وقدرت وحكمت » « 1 » چندان دور نيست وبعيد نيست كه عامري اين انديشه را از اليانوس گرفته باشد ، چون در السعادة والاسعاد از قول أو گويد : « خداوند . . . اين جهان را به وجود وقدرت وحكمت خود آراست » . « 2 »

3 . تحليل افعال .

افعال يا پديده‌ها تقسيم مىشوند به افعال طبيعي محض مانند تغييرات جوّى وطبيعي وافعال عقلي محض مانند تأليف مقدمات براي استخراج نتائج وافعال مشترك بين طبيعت وعقل . نوع أخير خود به سه قسم تقسيم مىشود ، بسته به آنكه سهم عقل در آن بيشتر باشد يا طبيعت ، أولى مانند : درخت كاشتن ، ودومى مانند ، جنگ كردن يا ادارهء كشور ، وفعلى كه در آن سهم عقل وطبيعت برابر است مانند : تربيت كودكان ومعالجهء بيماران . بعضي از فلاسفه افعال طبيعت را نيز به عقل ارجاع داده‌اند . در حالي كه بعضي ديگر افعال عقل را نيز به طبيعت بازگردانده‌اند . وگروه سوم گفته‌اند : « فاعل هرگاه الهى باشد افعال طبيعي نيز تابع افعال عقلي خواهد بود واگر بهيمى باشد افعال عقلي تابع افعال طبيعي قرار خواهد گرفت واين عقيدة از نظر ما درست‌تر است . » براي اثبات انديشهء پيشين ، عامري موجودات گوناگون را مورد بررسى قرار داده وآنها را در چهار دسته تنظيم كرده است : ( 1 ) صور رياضى مانند مثلث ومكعب ؛ ( 2 ) صور طبيعي مانند نطق وحيات واحساس ؛ ( 3 ) صور منطقي يا ماهيات را نفس به وسيلهء دو قوهء حس ووهم تصور مىكند ؛ ( 4 ) صور الهى مانند نفس ناطقه وعقل فعّال . فيلسوف بر آن است كه حدوث صور الهى به تقدير ابداعى است وصور منطقي به تأمل فكرى وصور طبيعي به تسخير فلكى . عامري بحث از صور مذكور را تفصيل داده ، گويد كه صور طبيعي كلا تحت مقولهء « ممكن » اندراج مىيابد چون وجودش أعم است از لا وجودش . وقوهء فاعلهء صور عقلي ، گاه از فعل خاص خود به سبب پرداختن به طبيعت پيوسته به آن باز مىماند . از اين رو تحت مقولهء ممكن
هامش
( 1 ) . در اين باره رجوع شود به : سحبان خليفات ، مقالات يحيى بن عدي الفلسفية ، ص 103 .
( 2 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 344 .