تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
أو مستلزم محال است . اما ممكن آن است كه نه وجودش ضروري است ونه عدمش وبر هر يك از دو حال كه فرض شود مستلزم محال نيست » . عامري تقسيم پيشين را چنين تكميل مىكند : واجب « دو گونه است ، يكى واجب الوجود بالذات ، مانند وجود بارى تعالى وديگرى واجب الوجود إضافي ، مانند وجود مركز براي دايره . ممتنع نيز دو گونه است ، مطلق ومقيد . ممكن نيز دو نوع است ، يكى ممكن دائمي وديگرى ممكن موقت » . با آنكه اين مقدمه ، يادآور مبحث « جهت » در منطق ارسطوست ، امّا به عقيدهء ما مرجع اصلى براي عامري عيون المسائل فارابى است واز جهتي نيز به مقدمهء كتاب انقاذ البشر من الجبر والقدر شباهت تمام دارد . اين دو كتاب با تقسيم مطلق فعل به واجب وممكن وممتنع آغاز مىشوند ودر تحليل انقاذ البشر مقايسه‌اى بين عبارات عامري وعبارات فارابى در عيون المسائل به عمل آورديم . در هر حال ، التقرير لأوجه التقدير پيرامون سه مسألهء اصلى دور مىزند . أول اثبات واجب وممكن وممتنع وبيان پيوند ميان اين مبحث منطقي وموضوع آزادى ارادهء انساني . از اينجا عامري به توضيح ويژگيهاى واجب وتمييز آن از ممكن وبيان وجوه مقدرات وجوبي وغايات آن مىپردازد وبدين ترتيب به تحليل افعال طبيعي وعقلي مىرسد وآنچه را در تحت دو مقولهء واجب وممكن قرار مىگيرد ، برمىشمرد . دوم ، اقسام ممكن كه عبارت‌اند از : ممكن طبيعي ، ممكن تقلبي ، ممكن نادر . سوم ، تعريف ممتنع وبيان اقسام آن ، ممتنع يا مطلق است يا مقيّد وممتنع . مقيّد خود دو نوع است ، مقيّد به قدرت ومقيّد به حكمت وعنايت . در اينجا عامري به نقد وتحليل مذهب طبيعي مادّى مىپردازد ووجود غايت را در افعال اثبات مىكند .

1 . واجب وممكن .

در نفس انسان دو قوّه وجود دارد ، يكى نظري وديگرى عملي . فعل ويژهء جوهر انساني اين است كه حق را بازشناسد وبر وفق حق عمل كند . از اين رو ، كاملترين شخص در بين مردم كسى است كه معرفت بيشتر نسبت به حق دارد واز همه در عمل بر وفق آن نيرومندتر است . بدين ترتيب ، معرفت به تنهايى براي انسان مطلوب نيست ، بلكه بايد بر طريق آن عمل نمايد . عامري بر آن است كه بعضي از موجودات منحصرا در حفظ وعنايت الهىاند واحتياجى به انديشه وتدبير براي حفظ وادارهء خود ندارند ودسته‌اى ديگر در تحت « حفظ وحراست خردمندان وذوى الشعور قرار دارند تا بر وفق عقل عمل كنند وبدين وسيله حقّ عقل را ادا نمايند ، وموجود عاقل اگر در همهء جهات تحت كفالت ديگرى قرار گيرد عقل أو از كار خواهد ماند وكودن خواهد شد . » وجود عقل در انسان دليل آن است كه أو به طور كامل همانند طبيعت تحت حمايت نيست . با