تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
است .

8 . معنى « توفيق » و « خذلان » در بحث از سببيّت عامّ .

عامري ، چنان كه ملاحظه شد ، بين أسباب ذاتي وضروري فعل وأسباب عرضى آن تمايز قائل شده ودر اين مورد گويد كه أسباب ذاتي « محصور ومعدود است واندازه وشماره دارد وعقل مىتواند آنها را بازشناسد وبر آنها احاطه يابد . » اما أسباب عرضى افعال « غير محدود وبىاندازه است وعقل قادر به ضبط واحاطه بر آنها نيست واحاطه بر آنها خصوصيتى الهى است وتأثيرى آسمانى . » از آنچه گذشت معلوم شد كه أسباب اتفاقي جزئي از أسباب وجود فعل يا امتناع وجود آن است واين گونه أسباب بر ما پوشيده است وعقل بشر بدان نمىرسد ، زيرا به حصر واحاطه در نمىآيد واميد به اينكه انسان روزى بدان دست يابد وجود ندارد . مثال أسباب اتّفاقى اين است كه انسان دست به كارى بزند تا غرض خاصي حاصل گردد واين فعل با غرض ديگرى كه انسان قصد آن را نداشته است همراه گردد ، در اين صورت اگر آن أسباب اتفاقي موجب امر خيرى شد آن را توفيق واگر مانع از حصول خيرى شد آن را خذلان گويند . فيلسوف گويد : « توفيق در حقيقت اتفاق نيكى است كه بر علت واقع مىشود ومؤدّى به خيرى بزرگ مىگردد وخذلان اتفاق بدى است كه بر علت درمىآيد وآن را از رسيدن به خير بازمىدارد . »

9 . رابطهء بين فاعل وموجود .

« 1 » لفظ فعل از نظر عامري بر دو چيز اطلاق مىگردد ، يكى نفس ايجاد كه از عدم به وجود آوردن است ودوم ، آنچه ايجاد مىگردد . پس هرگاه معنى دوم دلالت بر شئ موجود از طريق فعل داشته باشد معنى أول به فعل وحركاتى اطلاق مىشود كه منتهى به ايجاد شئ مىگردد . علم به شئ موجود موجب علم به فاعل آن است ، بدون آنكه علم ديگرى براي اثبات فاعل لازم باشد ، همچنان كه علم به فاعل موجب علم به فعل اوست . « يعنى شناخت هر يك موجب شناخت ديگرى است نه با علمي ديگر بلكه به نفس همان علم واحد . » فاعل همواره متميّز از چيزى است كه به فعل خود ايجاد مىكند و « دليل بر اينكه يك چيز واحد نمىتواند هم فاعل باشد وهم منفعل ، اين است كه فاعل از آن حيث كه فاعل است بايد از حيث نيرو بر منفعل غالب باشد تا بتواند در أو تأثير كند ومنفعل از آن حيث كه منفعل است بايد نيرويش مغلوب باشد تا بتواند از فاعل تأثير بپذيرد . . . بنا بر اين جايز نيست كه چيزى هم فاعل وهم منفعل باشد » . از اين مطلب چنين برمىآيد كه فيلسوف با جدا كردن فاعل و
هامش
( 1 ) در متن انقاذ البشر من الجبر والقدر فاعل ومفعول آمده وموجود تعبير مؤلف است . - م .