فاعل به وجود آورندهء ذات فعل است ، ويا متأخر از فعل است يعنى ، غرض وغايت . ( علت غايى ) .
پيداست كه غايت على رغم اينكه علت وجود فعل است از حيث وجود ، متأخر از آن است وعامري آن را در ضمن أسباب فعل قرار داده است با آنكه مىداند سبب بايد قبل از شئ موجود باشد . راهى براي از ميان بردن اين تناقض وجود ندارد مگر آنكه گفته شود : غايت ، سبب فعل است از آن رو كه رغبت به آن در مادّه متقدّم بر فعل ، موجود است وبدين ترتيب روشن مىشود كه عامري معتقد است كه تفسير غايات بر أساس الگوهاى از پيش تعيين شده امكان پذير است .
از برجستهترين نكاتى كه توجه پژوهنده را در كتاب انقاذ البشر من الجبر والقدر جلب مىكند اين است كه عامري « آلت » و « زمان » را از أسباب فعل يا شروط وجود آن به شمار نياورده است . وگفته است كه « ابزار » چيزى غير از جزء متمّم فاعل نيست ، بلكه گسترش وجود اوست وعنصر مستقلى در وقوع فعل نيست واگر فاعل از هر جهت تمام باشد از آلات كمك نمىجويد .
زمان نيز همچون آلت ، پيوسته به فعل نيست ، مگر به صورت عرضى وسطحى ، يعنى از أسباب ضروري نيست . بلكه « تعلق فعل به زمان از جهت نقصان نيروى فاعل است واگر فاعل در نهايت كمال باشد فعل خود را دفعتا ايجاد مىكند وايجاد أو از زمان سريعتر مىگردد ، واگر چنين نيروى نامتناهى وجود داشته باشد فعل صادر از أو هيچ مدتي را اشغال نخواهد كرد . »
ما معتقديم كه اعتبارات ما بعد طبيعي كه ضرورت تمايز بين فعل انساني وابداع الهى را ايجاب مىكند ، باعث شده است كه عامري زمان را به عنوان جزئي از اجزاء فعل ، حذف نمايد .
عامري نسبتي معكوس بين نيروى فاعلى وزمان لازم براي وقوع فعل قائل شده است ، هر قدر نيروى فاعل بيشتر باشد زمان لازم كمتر است وهر قدر نيرو بيشتر باشد زمان فعل كمتر خواهد بود وچون پروردگار داراى نيروى بىپايان است أشياء را بدون زمان ايجاد مىكند واين همان صفت ابداع است كه فقط به خداوند تعلق دارد .
فيلسوف اين انديشه را در تأليفات ديگر خود نيز آورده وبدان وسيله طبيعت ذات الهى را كه ايجاد كنندهء موجودات ، بدون زمان وحركت ، است توجيه نموده واز اينجا به سوى نظريه فيض افلوطينى پيش رفته وآن را محور مكتب ما بعد طبيعي وطبيعي واخلاقى خود در فلسفه قرار داده ، وعناصرى از حكمت ارسطويى ورواقى نيز در آن داخل كرده است .
نظريهء فيض نو افلاطونيان اين امكان را براي عامري فرآهم آورد كه موجودات را زنده ومتحرك ببيند ودر نظريهء مبتنى بر حركت در مورد أسباب فعل چنين اظهار نظر كند . . . كه فعل از
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 205
مساهمون: أبو الحسن العامري
ص٢٠٥