تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
مورد تحليل قرار داده ومعتقد است كه فعل برحسب اختلاف آن قوا مختلف مىگردد . گاه فعل از قواى ذاتي صدور مىيابد ، « مانند انساني كه به اقتضاى نيروى شهوانى خاصيت جذب أمور نافع را دارد وبا قوهء نطقى خاصيت تمييز بين مفيد ومضر را داراست » . همچنين ، فعل گاه از ناحيهء فاعل به توسط آلات گوناگون صدور مىيابد ، « مانند نجارى كه با تيشه چوب را مىشكافد يا با ارّه قطع مىكند يا با چكش استوار مىسازد . » در اين مورد اختلاف افعال به اختلاف آلات مورد استفاده مربوط مىشود . وگاه فعل از جهت تأثير در مادّه مختلف مىگردد ، « مانند آتش كه تأثيرش در تخم مرغ به صورت انعقاد ظاهر مىشود ودر شمع به صورت ذوب شدن » . كه اختلاف ناشى از فعل به « اختلاف عناصر » بستگى دارد ، وسرانجام ، فعل گاه از طريق ايجاد فعل ديگر ظهور مىيابد ، « مانند سرما كه در پوست بدن انقباض ايجاد مىكند وانقباض موجب تشنه شدن منافذ ومسام بدن مىگردد وبسته شدن مسام موجب تراكم رطوبات مىگردد وآن موجب افزايش حركات مىگردد وحركت موجب حرارت مىشود كه ضد برودت ودر نقطهء مقابل آن است » . عامري در پرتو اين گونه تحليلات دربارهء اشكال فعل ، ميان فاعل انساني وفاعل متعالي ، يعنى پروردگار تمايز قائل مىگردد ، « خداوند داراى قواى مختلف نيست وبا وسايل وابزار كار نمىكند ودر عناصر مختلف به طور بدوي فعل انجام نمىدهد ، زيرا أو موجد همهء عناصر است ، از اين رو أو با كمال نيروى الهى خود موجودى ابداع كرد كه أو ديگرى را از وجود خود توليد كرد وآن ديگر نيز ديگرى را وجهان بدين ترتيب برحسب تقدير أو جريان يافت . » در اين مطالب دو نكته ملاحظه مىگردد ، نخست اينكه عامري ميان فعل آفريدهء انسان وفعل آفريدهء خداوند مانند أبو منصور ماتريدى تمايز قائل شده است . دوم اينكه ما در برابر يك تصور غايى - مكانيكى از جهان هستى قرار مىگيريم ، خداوند پيوستگى بين أشياء را بر حسب ويژگيهاى هر يك كه خود به آنها بخشيده است ترتيب داده ، به نحوى كه زنجيره‌هاى پيچيده وطولانى از حركات متبادل أشياء توليد مىگردد وسرانجام منتهى به غاياتى مىگردد كه أو جهان را براي آن آفريده است . ما اين تصوّر را عينا در نوشته‌هاى أبو العلاء معرّى واسپينوزا مىيابيم وچون اطلاع ودستيابى أبو العلاء به كتابهاى عامري امكان پذير بوده است ، در مورد اسپينوزا بايد با تحقيق تاريخي دقيق‌ترى سخن بگوييم . جهان هستى ، از نظر عامري ، بخودى خود براي وجود وبقاى خود تكافو نمىكند بلكه بطور دائم ومستمر نيازمند ايجاد كننده‌اى است كه هر لحظه بدان وجود بخشد ولذا گويد : « دانسته شد كه آن كس كه متّصف به عزّت وجلالت است در هر لحظه مبدع يك يك حوادث عالم است ، نه به طريق تقدير وجود بلكه از طريق اختراع در حال ، وخود به صفات خويش ثابت