تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
دربارهء مسألهء جبر وقدر جويا شده است واين مطلب ، بويژه از اين جملهء مقدّمه پيداست كه عامري گويد : « از من خواسته‌اى كه حقيقت را در اين باب براي تو روشن سازم نه آنكه به مجادله بپردازم ويا در صدد نقض حجّتهاى دو فرقه باشم ، بلكه به كشف أصل مسأله همّت‌گمارم وآنچه را عين حقيقت است معلوم كنم . » بر اين أساس كتاب مذكور بايد در پاسخ نامهء يكى از شاگردان عامري نوشته شده باشد . واز آنجا كه أبو حيان توحيدي گفته كه اين كتاب را در رى به خطّ مؤلف - أبو الحسن عامري - در سال 358 ه ديده است ، تاريخ تأليف آن به سالهاى قبل از 358 ه محدود مىشود وآن شخص سؤال كننده يا شاگرد عامري نيز بىگمان همان كسى است كه توحيدي كتاب را نزد أو ديده است ، يعنى : أبو القاسم كاتب - كه قبلا - دربارهء أو بحث كرديم . عامري مسألهء مربوط به آزادى ارادهء انسان را « مبحثى بسيار دشوار ونيازمند به انديشه‌اى ژرف بين ونيرومند مىداند ، زيرا لغزش در اين مسأله بسيار خطير است . . . وچون به جستجوى حقيقت در اين باب ناگزيريم ، وكار نيز در حدّى كه اشاره رفت دشوار است وعقل هم ملزم به پيروى حق ودورى از هواست . . . بنا بر اين بايد براي ورود در اين مبحث خود را آماده كنيم ودر آن بينديشيم وحق را عينا بازشناسيم تا طرفداران حق را پس از شناخت حق تشخيص دهيم . » بدين ترتيب فيلسوف كار اصلى خود را به بحث دربارهء آنچه در باب « آزادى اراده » گفته شده است محدود مىسازد تا از اين طريق به آنچه حق است دست يابد . از اين رو ابتدأ به روش خود در بحث اشاره مىكند كه به گفتهء أو « تنظيم مقدمات عقلي قابل اعتماد است . . . واينكه كتاب خود را چنان ترتيب داده كه مشتمل بر همهء مشتبهات متكلمان در باب افعال انساني باشد ودر آن تمامى مباحثى كه شناخت آن بر ايشان ضرورت دارد بيان گردد . » موضوع اصلى كتاب انقاذ البشر من الجبر والقدر پيرامون فعل انساني دور مىزند ، از اين رو فيلسوف نخست به تحديد ماهيت « فعل » واندراج آن تحت مقولهء « ممكن » مىپردازد كه نه « ضروري » است ونه « ممتنع » . از اينجا به بيان اقسام فعل مىرسد ، ارادى وضروري ، وأسباب وعلل آن ، ذاتي وعرضى وجهات وعلل آن وأنواع فعل در اضافه به فاعل . پس از آن به تحديد معاني « ضرورت » و « آزادى » و « فعل » مىپردازد وبه اينجا مىرسد كه فعل انساني در واقع تجسّم پيوند جدلى موجود بين آزادى وضرورت است .

1 . ماهيت فعل انساني .

عامري در اين باره از مبحث « جهت » در منطق ارسطويى كمك گرفته ومواد سه‌گانه : ممتنع وممكن وواجب . وسپس گويد كه فعل انساني به هيچ وجه واجب وضروري ذاتي نيست ، « زيرا اگر چنين بود ذاتا از اقتضاى فاعل بىنياز بود » . همچنين « ممتنع » نيز نتواند بود « زيرا اگر چنين بود به هيچ وجه قابل حصول وتعلق به أشياء موجود نبود » .