بدين ترتيب راهى نمىماند جز اينكه فعل انساني را تحت مقولهء ممكن درج كنيم . پس از آن عامري « ممكن » را چنين تعريف مىكند : « آنچه در حال حاضر موجود نباشد واگر موجود شود مستلزم محالى نباشد . وجود ممكن وابسته به سببي است بيرون از أو كه أو ناقل وى از عدم به وجود است واز امكان به وجوب » .
بسيار آسان است كه ما مرجع اصلى معلومات عامري را دربارهء واجب وممكن وتطبيق آنها با افعال انسان كشف كنيم . كتاب آنالوطيقاى اوّل از أرسطو وبرخى شروح آن ، سرچشمهء اوليهء اين اصطلاحات است .
فارابى اولين كسى است كه در فرهنگ اسلامى بحث از واجب وممكن وممتنع را تفصيل داده است وبعيد نيست كه عامري علاوة بر ارغنون وشروح آن ، از عيون المسائل فارابى نيز بهرهمند شده باشد . در كتاب فارابى آمده است كه « موجودات دو گونهاند : يكى آنكه اگر ذات آن به تنهايى در نظر گرفته شود ، وجودش واجب نيست واين را « ممكن » نامند ، ديگرى آنكه اگر ذاتش به تنهايى اعتبار شود وجودش واجب است كه آن را « واجب الوجود » گويند . واگر ممكن الوجود - كه آن را غير موجود فرض كنيم - وجود يابد از آن محالى پيش نيايد . پس ممكن الوجود نيازمند علت است وچون موجود گردد واجب الوجود بالغير خواهد بود » . « 1 »
2 . اقسام فعل .
فعل صادر از فاعل يا ارادى است يا ضروري . فعل ارادى دو گونه است :
فكرى وشوقى . فعل ضروري نيز دو نوع است : طبيعي وقهري .
الف ) فعل فكرى آن است كه « انگيزهء آن يك معنى معقول است وصاحب آن مىتواند آن معنى را از ابتدأ تا انتها در خود حفظ كند » . مقصود از اين سخن اين است كه فعل فكرى آن است كه از جهت علت غايى قابل تفسير عقلي است نه از جهت سبب ( علت فاعلى ) ؛ از اين رو اين فعل از حيث وجود وسريان ، فقط تحت ارادهء فاعل است .
ب ) فعل شوقى آن است كه « انگيزهء آن يك معنى محسوس است وصاحب آن از ابتدأ تا انتها آن معنى را با خود دارد » . وچون فعل شوقى از طريق تأثير « انگيزهء حسى » وجود مىيابد قابل تفسير سببي است ، ليكن اين سبب بدان معنى نيست كه فعل را نسبت به فاعل ضروري سازد زيرا فاعل آن هر لحظه قادر است كه از آن دست بكشد يا آن را ادامه دهد » .
ج ) فعل طبيعي برخلاف آنچه گذشت از « نيرويى ذاتي كه خداوند متعال . . . آن را در فاعل قرار داده است ناشى مىگردد ، زيرا فاعل طبيعي براي انجام آن ساخته شده واداى آن بر أو
هامش
( 1 ) . فارابى ، أبو نصر ، عيون المسائل ، در المجموع للمعلم الثاني ، چ 1 ، مطبعة السعادة ، مصر ، 1907 ، ص 66 .