7 . صاحب بن عباد .
صاحب بن عباد را دشوار مىتوان از شاگردان أبو الحسن عامري به معنى دقيق كلمه به شمار آورد . زيرا أو نزد عامري درس نخوانده وحتى به أغلب احتمال با أو ارتباطي نداشته است . صاحب مدتي دراز كاتب خاصّ مؤيد الدولة بود ودر سال 348 ه همراه با أو به بغداد رفت تا دختر عمويش ( دختر معز الدولة ) را براي أو عقد كند . صاحب از اين فرصت استفاده كرد وبا دانشمندان بغداد واديبان وفقيهان آن ديار از جمله أبو سعيد سيرافى ملاقاة كرد . مردى كه به گفتهء صاحب « شيخ شهر ويگانهء أدب » « 82 » بود . بين صاحب وسيرافى « گفتگوهاى ممتد علمي صورت گرفت وصاحب أو را بسيار دانشمند وپر مايه يافت ، بدو پيوست واز أو كسب دانش كرد وتفسير أو را بر كتاب سيبويه تحصيل كرد وعمدهء آن را نزد أو خواند . » « 83 » در اين تاريخ عامري در نيشابور به تدريس مشغول بود ومجال ملاقاة صاحب با أو نبود .
در سال 358 ه صاحب به رى آمد وعامري در نيشابور بود وهنگامى كه مؤيد الدولة صاحب را والى أصفهان نمود - سال 366 ه صاحب فرصت توقف در رى نيافت وعامري در اين وقت در رى در درگاه أبو الفتح فرزند ابن عميد به سر مىبرد كه دشمن سرسخت صاحب بود وعامري پس از كشته شدن أبو الفتح وانتصاب صاحب به وزارت رى را به قصد نيشابور ترك كرد .
صاحب شاگرد أبو سعيد سيرافى بود ونسبت به أو تعصب وعلاقهء شديد داشت وبا عامري كه أو را در مناظرهء معروف بغداد در سال 364 ه منكوب ساخته بود دشمنى داشت وطبعا ممكن نيست شاگرد متعصب سيرافى دوستدار ومعتقد خصم أو يعنى أبو الحسن عامري باشد . اضافه بر اينها ، صاحب ، معتزلي وشيعه بود وعامري سنّى ، ماتريدى ، مخالف تشيّع واعتزال بود ونقد أو از معتزله در كتاب أو انقاذ البشر من الجبر والقدر واضح است ؛ با توجّه به اين مطالب ، موجبات تفاهم وعلاقة بين عامري وصاحب منتفى است .
با همهء اين أحوال برخى از مآخذ قديمى حكايت از آن دارد كه صاحب شاگرد عامري بوده است . صاحب كتابهاى عامري را از أبو الحسن طبري ، طبيب ركن الدولة گرفت ومطالعه كرد . « 84 » وأبو حيان گويد كه صاحب معروف بود به « انكار علم نجوم ومذمّت منجمان « 85 » » و « دربارهء أبو الحسن عامري مىگفت : آن حرّانى چنين وچنان گفته است . اما در خلوت كتابهاى أو را مىخواند . » « 86 »
هامش
( 82 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 6 ، 1924 ، ص 325 - 323 .
( 83 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 6 ، 1924 ، ص 325 - 323 .
( 84 ) . توحيدي ، مثالب الوزيرين ، ص 82 .
( 85 ) . همان ، ص 81 .
( 86 ) . همان ، ص 81 .