تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
توقف كرده باشد واين مطلب را نامهء أبو بكر خوارزمي به وى تأكيد مىكند ، واگر اين درست باشد ، بديهي در سالهاى بين 353 ه و 357 ه در رى نزد أبو الحسن عامري درس خوانده است . شاگردى بديهي نزد يحيى بن عدي در سال 361 ه خود دلالت بر آن دارد كه أو فلسفه را بيشتر در بخش پايانى عمر خود تحصيل كرده است واز اين جهت ما ترجيح مىدهيم كه أو پيش از آمدن به بغداد فلسفه را نزد أبو الحسن عامري خوانده باشد ، بويژه آنكه نظريهء أو دربارهء نفس - چنان كه خواهيم ديد - يك انديشهء نو افلاطونى است وبه أفكار أبو الحسن عامري بسيار نزديكتر است تا به انديشه‌هاى يحيى بن عدي كه تنها يك رسالهء موجز وپر ابهام از أو بر جاى مانده است . برحسب شواهد موجود ، بديهي بايد قاعدة جزو آن گروه از فلاسفه‌اى باشد كه شاهد مناظرهء أبو الحسن عامري وفلاسفهء بغداد در سال 364 ه بوده‌اند . استعداد ونبوغ بديهي ووسعت معلومات أو در فنون وعلوم مختلف - افزون بر شعر وأدب - باعث برانگيخته شدن بغض وحسد اديبان وعالمان معاصر أو از جمله أبو بكر خوارزمي أديب معروف آن عصر شده است . اين شخص رساله‌اى در سيزده صفحه نوشته وتمامى آن را به مذمّت أبو الحسن بديهي ودشنام وردّ ونقض گفتار أو اختصاص داده است ، وسعت معلومات أو را ادعاى معرفت همه چيز تلقى كرده ، وژرف‌بينى أو را كه أشياء را برخلاف ظاهر آنها مىبيند نوعي سفسطة ومكابره تعبير نموده است . از اين رساله چنين برمىآيد كه بديهي ، علاوة بر ديگر فنون ، در طبّ نيز مانند لغت ونحو وعروض وكلام وفلسفه واحكام نجوم ، تبحّر داشته است واين به طور غير مستقيم معرّف فلسفه وشيوهء نو افلاطونى است كه عين آن را در أستاذ أو أبو الحسن عامري مىيابيم . با آنكه نويسندگان تراجم قديم ومورخان دربارهء بديهي معمولا با بدبينى سخن گفته‌اند ، ليكن از بين گفته‌هاى ايشان موادّى مىتوان يافت كه حقيقت را دربارهء أو روشن نمايد وتشنه را سيراب كند ، از نظر اهميت موضوع ، ما دربارهء أو كمي مفصل‌تر سخن مىگوييم وبه بررسى برخى از مطالب وعبارات رسالهء أبو بكر خوارزمي مىپردازيم كه در آن شخصيت علمي وفرهنگى بديهي وميزان تبحّر أو در علوم گوناگون تصوير شده است . أبو بكر خوارزمي پس از تمهيد مقدمه‌اى كه سراسر دشنام وناسزا به بديهي است ، وخود اين امر دلالت بر مقام ومنزلت بديهي در عصر خود دارد وگر نه شخصي همچون أبو بكر خوارزمي خود را به ردّ ونقض أو مشغول نمىداشت ، گويد : مشكل من با تو بزرگتر از مشكل حق كه همواره آن را بازيچه گرفته‌اى با تو نيست ، تا آنجا كه گويا تو آفريده نشده‌اى جز از براي محو سرچشمهء نور و
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 190 | أبو الحسن العامري