پدر أبو الفرج هندو فيلسوف ، كاتب دولت ديلمى در فارس بوده است ودر جايى كه مسكويه دربارهء نبوغ وتدبير ابن عميد با نويسندهء منتخب صوان الحكمة سخن مىگويد به نامهاى سياسي استشهاد مىكند كه ابن عميد براي « أبو محمد محمد بن هندو نوشته است ودر آن از أوضاع نابسامان فارس وبىلياقتى مسئولان پيشين وآنچه انجام دادن آن لازم است تا كارها به حال طبيعي باز گردد سخن گفته ، چنان كه آيين وزارت را مىتوان از آن نامه آموخت وچگونگى تدارك أمور واصلاح تباهيهاى مملكت را در حدّ اعلاى آن فرا گرفت . » « 39 »
پيداست كه بنا بر آنچه ذكر شد پدر أبو الفرج بن هندو از دوستان ابن عميد بوده است وطبيعي است كه فرزند أو نزد يكى از شاگردان ابن عميد درس بخواند يعنى نزد صاحب بن عباد .
أبو محمد در دربار عضد الدولة بود ومىكوشيد زمينهء كار فرزند خود أبو الفرج را به عنوان كاتب ديوان انشاى عضد الدولة فرآهم سازد . « 40 » واز اين راه مىتوان حضور أبو الفرج را در سال 354 / 965 در ارجان مقارن با ديدار متنبّى از آنجا توجيه كرد . « 41 » أو در مقامهاى گوناگون خدمت كرد . در دربار شمس المعالي قابوس بن وشمگير ( متوفّى 403 ه ) وفرزندش فلك المعالي منوچهر ( 403 - 420 ه ) نيز مدّتى به كار پرداخت ، ليكن از منوچهر وحكومت أو گريخت وبه نيشابور رفت . « 42 » به همين جهت بندنيجى شاعر گويد : « أو را در سال چهار صد وده واندى در گرگان ديدم كه شغل كتابت داشت » . « 43 » وبيهقى نيز گويد كه « أو از كاتبان سيّده بود در رى وديگر شهرها « 44 » وشايد در آن سألها وضع مادي رضايت بخشي نداشته است ، چنان كه ثعالبى از وى ابياتى بدين مضمون نقل مىكند :
ضعت بأرض الرىّ في أهلها * ضياع حرف الراء في اللّثغه
فصرت فيها بعد نيل الغنى * يعجبني أن أبلغ البلغه
« 45 » ( من در سرزمين رى چنان ضايع ماندم كه حرف « راء » در زبان الكن . اكنون بعد از دوران بىنيازى چنان شدهام كه با دست يافتن بر وجه كفاف خود به اعجاب مىافتم . )
هامش
( 39 ) . أبو سليمان منطقي سجستانى ، منتخب صوان الحكمة ، ص 138 .
( 40 ) . كتبي ، فوات الوفيات ، ج 3 ، ص 13 .
( 41 ) .B . Lewis and others , » Ibn Hindu » in The Encyclopaedia of Islam , Vol . 3 , New Edition , Leiden , E . J . Brill , London , Luzac and Co , p . 800.
( 42 ) . ذبيح الله صفا ، تاريخ أدبيات إيران ، ج 1 ، ص 302 .
( 43 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 13 ، ص 136 .
( 44 ) . بيهقى ، تاريخ حكماء الإسلام ، ص 94 .
( 45 ) . ثعالبى ، كتاب خاص الخاص ، به تصحيح محمود السمكرى ، چاپ 1 ، مطبعة السعادة ، قاهره ، 1908 ، ص 167 .