تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
چنين مطالب منقولى ، سخنان يك طالب علم جوان نيست ، بلكه أقوال شيخ ومعلّمى است . بنا بر اين قفال در مرحلهء تحصيل علم معتزلي بوده است ودر هنگام بازگشت به بخارا نيز معتزلي بوده ، در بخارا نيز همين مذهب را تدريس كرده وروشها وقواعد كلام معتزلي منقول از أو دليل بر اين مدعاست وكسى كه داراى چنين وضعي بوده است ، كلام اشعرى را نزد امام اشعرى نخوانده است . ما در نهايت در برابر سه فرض قرار داريم . نخست اينكه : قفال ابتدأ مذهب معتزلي داشته ، پيش از بازگشت به بخارا به مذهب اشعرى گراييده است . دوم آنكه أو هرگز از مذهب معتزله دست بر نداشته است . سوم اينكه : أو مذهب اعتزال را كنار گذاشته ومذهبي كه از آن ملايم‌تر وبه اشعريت نزديك‌تر بوده است برگزيده ، وميل ما به قبول اين فرضيه بيشتر است . مىبينيم كه قفال از عراق معتزلي برگشته ومذهب ماتريدى را در بلاد ما وراء النهر منتشر يافته وپس از مدتي آن را پذيرفته است ، انتساب أفكار معتزلي حاكى از آن است كه أو آن مذهب را تا دير وقت براي خود نگاه داشته است ، ووجود آراء غير معتزلي أو نيز مبين آن است كه به مذهب جديدى گرويده است ، وقول سبكى نشان مىدهد كه در امر مذهب كلامي أو دچار سرگردانى است واين دليل بر آن است كه وى اشعرى نبوده است . بنا بر اين راهى نمىماند جز اينكه أو را از معتقدان مذهب أبو منصور ماتريدى سمرقندى بدانيم . قفال به أغلب بلاد اسلامى « از خراسان وعراق وحجاز گرفته تا شام وسرحدّات روم سفر كرده است » « 193 » در 310 ه به عراق رفته ودر حدود 355 ه به عنوان جهاد عازم سرحدات روم شده است . در كتب تاريخ آمده است كه قفال « از كساني است كه در سال بسيج به همراه أهل خراسان وما وراء النهر به غزاى روم رفته است . . . در آن أيام نيكفوروس فوكاس حاكم روم در مذمّت واستخفاف مسلمانان قصيده‌اى فرستاد كه جمع كثيرى از اديبان وشاعران ونويسندگان عراق وخراسان وشام وديگر شهرها به پاسخ آن پرداختند وهيچ كس جواب كامل نگفت جز أبو بكر قفال . » « 194 » أبو بكر قفال در اين سفر جهاد در سال 355 ه در رى با أبو الفضل بن عميد ملاقاة نمود ، أو در هنگام مهاجرت به عراق در سنين جوانى مدتي را نيز در نيشابور توقف داشت وبه تحصيل علم مشغول بود ودر بازگشت از عراق به بخارا نيز از نيشابور ديدن نمود و « در پيرى نيز هنگام
هامش
( 193 ) . ابن خلكان ، وفيات الأعيان ، ج 4 ، ص 200 .
( 194 ) . سبكى ، طبقات الشافعية ، ج 3 ، ص 205 - 204 . سبكى آن قصيدة را آورده ، وبعد از آن قصيدهء ابن حزم را در ردّ بر نيكفوروس نقل كرده است .