تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مسائلي نقل شده كه جز با أصول معتزله سازگارى ندارد . مانند اين مسأله كه شكر منعم بر منعم عليه واجب عقلي است . » سبكى از قول أبو محمد جوينى نقل كرده است كه « أبو بكر قفال علم كلام را از أبو الحسن اشعرى آموخت واشعرى فقه را از قفال « 191 » ، در حالي كه قفال در سنين پيرى بود . » « 192 » در مورد اين سخن سبكى به تحقيق بيشترى مىپردازيم . أبو الحسن اشعرى در سال 260 ه متولد شد ودر سال 300 ه از مذهب اعتزال كناره گرفت ودر حدود 324 تا 330 ه ، با اختلاف روايات ، وفات يافت وهنگامى كه اشعرى مذهب جديد خود را در كلام آشكار ساخت پيشوايى بود كه مراحل تحصيل ودرس را تمام كرده بود . اكنون اگر قفال در 291 ه تولد يافته باشد امكان آنكه أبو الحسن اشعرى از أو فقه آموخته باشد بكلى مردود است ، زيرا سن أو در آغاز پيدايش اشعريت نه سال بيشتر نبوده است . بنا بر اين بايد چنين تصور كنيم كه قفال در سالهاى بعد هنگامى كه به قصد تحصيل دانش به عراق رفته ، نزد أبو الحسن اشعرى علم كلام خوانده است . واگر در آن تاريخ در سن بيست سالگى بوده باشد ، تقريبا مقارن 310 ه خواهد شد ، زيرا اشعرى در اين تاريخ مذهب خود را علني ساخت ، ودر آن صورت تحصيل كلام از اشعرى براي قفال امكان پذير است ليكن تحصيل فقه از قفال كه در جوانى براي تحصيل به مصر آمده بود براي اشعرى معقول به نظر نمىرسد ، چون - به عكس قول سبكى - اشعرى در سنين پيرى است وقفال در حدود بيست سالگى . واگر تصور كنيم اين تعليم وتعلّم متقابل در 315 ه واقع شده است ، درست نخواهد بود واگر در سالهاى بعد از 320 ه اشعرى نزد قفال به تحصيل فقه پرداخته باشد نيز درست نيست ، زيرا مىدانيم كه اشعرى در هنگام ورود به بغداد فقيهى كامل وشصت سأله بود ودر اين صورت نيازى به تعلّم فقه از قفال نداشت . بنا بر اين امكان تحصيل علم فقه از ناحيهء اشعرى نزد قفال منتفى است ، وسبكى كه خود متوجه ضعف اين خبر بوده است ، آن را با اين سخن تحكيم بخشيده كه : اين امر در سنين پيرى اشعرى رخ داده است . از جهت ديگر آموختن علم كلام براي قفال از أبو الحسن اشعرى نيز ناممكن به نظر مىرسد . زيرا قول ابن عساكر وسبكى مبنى بر اينكه قفال ابتدأ معتزلي بوده وسپس به كلام اشعرى گراييده است ، قولي است متناقض . سبكى گويد : از قفال چيزهايى نقل شده كه جز بر قواعد أهل اعتزال راست نمىآيد . از اين سخن به طور قطع مىتوان دانست كه
هامش
( 191 ) . سبكى ، طبقات الشافعية ، ج 3 ، ص 202 .
( 192 ) . همان ، ج 3 ، ص 203 .