ب ) مآخذ فارسي اسلامى : در اين بخش عامري از سخنان ابن مقفع « 200 » وأبو عبيد قاسم بن سلام « 201 » وفرّاء « 202 » ومكحول شامي « 203 » وجاحظ « 204 » وميمون بن مهران « 205 » وأبو بكر رازي « 206 » وأبو زيد بلخى « 207 » به نقل واقتباس مىپردازد ، واين دانشمندان اگر چه از جهت نسب ايرانىاند ، اما از جهت فرهنگ ، عرب ومسلمانند . از اين رو ما اصطلاح مآخذ فارسي را تنها در مورد گروه أول به كار مىبريم . ( ! )
مطالبى كه عامري از اردشير نقل مىكند در موضوع حقوق خدا وپادشاه ومردم است ،
هامش
( 200 ) . عامري در اخلاق ، از ابن مقفّع ، تعريفى دربارهء « سخاء » آورده گويد : آن زهد ورزيدن است نسبت به آنچه در دست غير است . ( ص 93 ) اما در سياست مسائلي از چگونگى رفتار با پادشاهان ( ص 285 ) وهمنشينى با ايشان ( 379 - 380 ) ومعنى رأى واهميت آن ( ص 420 ) وارزش نصيحت ( ص 166 ) وقواعد مربوط به اظهار رأى ( ص 432 ) وآفات آن ( ص 427 ) آورده است ، ورأى ابن مقفع را در مورد اهميت وزارت وضرورت گماشتن وزيران متعدد ( ص 435 ) واهميت مشورت كردن با آنها ( ص 432 ) عينا از كتاب التاج في سيرة أنوشروان با حفظ عبارت آورده است . آنچه از خداى نامه نقل كرده است نيز بر آنچه ذكر شد افزوده مىشود ، واين دو كتاب از ترجمههاى شخص ابن مقفع است . ( الفهرست ، ص 132 ) .
( 201 ) . أبو عبيد القاسم بن سلام خراساني ، نحوى ، لغوى ، فقيه ، قرآنشناس . در هرات ، حوالي سال 154 ه تولد يافت ( دائرة المعارف الاسلامية ، ج 1 ، ص 537 ) ؛ در بغداد درس خواند ، سپس به موطن خود بازگشت ودر دو خاندان بزرگ در خراسان به تربيت نوجوانان پرداخت ، از مشهورترين تأليفات أو كتاب القراءات ، كتاب أدب القاضي ، كتاب فضائل القران ، وكتابهاى فقهى ديگر است ( الفهرست ، ص 78 ) . أو در سال 224 ه در مكّه بدرود حيات گفت وعامري از أو تنها يك بار نقل قول كرده است ( ص 181 ) .
( 202 ) . أو أبو زياد يحيى بن زياد الفرّاء مولى بن منقر است ( الفهرست ، 73 ) . أو از بزرگان علماى نحو بشمار مىرود ، ونامىترين نوشتهء أو در اين باره كتاب معاني القرآن است ، وگمان مىبريم كه أستاذ عامري ، أبو زيد بلخى ، از وى اثر پذيرفته باشد . فرّاء در 207 ه وفات يافته است وعامري از أو در السعادة والاسعاد يك بار نقل قول كرده است ( ص 437 ) .
( 203 ) . مكحول شامي ، محدّث مشهور ، مولاي زنى از هذيل بود ، از مؤلّفات أو كتاب السنن في الفقه وكتاب المسائل في الفقه است ( الفهرست ، ص 283 ) وعامري از أو يك بار نقل كرده است ( ص 245 ) .
( 204 ) . جاحظ ، مولاي أبى القلمس بود ( الفهرست ، ص 208 ) وعامري از أو چهار بار نقل كرده است ( ص 219 ، 284 ، 303 ، 310 ) .
( 205 ) . ميمون بن مهران ، دربارهء شرح زندگى أو چيزى به دست نياورديم ، واز طرز بيان عامري دربارهء أو پيداست كه از محدّثان بوده است ، ونظر خواننده را به اين نكته جلب مىكنيم كه پدر زن أبو الحسن عامري ، إسماعيل بن مهران ، ناميده مىشده ، از اين رو ميمون بن مهران بايد برادر أو باشد ، واز آنجا كه عامري از محدثان وفقيهان شيعه چيزى نقل نكرده است ، بعيد مىنمايد كه ميمون بن مهران برادر يا خويشاوند نزديك عيسى بن مهران وبرادرش إسماعيل بن مهران باشد .
ابن نديم اين دو را از فقهاى شيعه شمرده است وگويد : أولى كتاب المحدثين وكتاب السنن المشتركة وكتاب الكشف وغير آن را نوشته است ودومى كتاب الملاحم را ( الفهرست ، ص 279 ) .
( 206 ) . عامري از رازي طبيب سخنى دربارهء اهميت كسب واندوختن نقل كرده است ( ص 92 ) چنان كه از أستاذ خود أبو زيد بلخى دربارهء دو موضوع رأى واستشاره نقل قول كرده است ( ص 407 ، 419 ) .
( 207 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 435 .