تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
است كه هيچ وجه معقولى ندارد » . « 149 » 3 . أبو جعفر خازن . أبو جعفر محمد بن حسين خازن ، دانشمند نامدار در رياضيات وهيئت بوده است ، وقدما در نام أو اختلاف دارند . أبو نصر عتبى يكجا در تاريخ خود أو را أبو الحسين جعفر بن محمد الخازن آورده وبيرونى أو را محمد بن الحسين ضبط كرده است . واختلاف چندان مهم نيست زيرا ألفاظ جعفر ومحمد وحسين در هر دو صورت وجود دارد وبر سر اينكه كدام اسم وكدام كنيه است اختلاف مىشود . به آسانى مىتوان آنچه را بيرونى ذكر كرده است صحيح دانست ، زيرا أو عالم رياضى وعلوم فلكى است وبا آثار وكتب خازن از ديگران آشناتر است ونام أستاذ را بهتر مىداند وعتبى در اجزاى نام أو تقديم وتأخير كرده أبو جعفر محمد بن الحسين را جعفر بن محمد أبو الحسين خازن ، نوشته است . وايدمان مىگويد كه أبو جعفر خازن أهل خراسان « 150 » است وولادت أو در سال 349 ه بوده است . « 151 » البتة اين قول به هيچ وجه درست نيست ، زيرا أولا ، أبو نصر عتبى گويد كه خازن « از وزراى آل سامان بوده » ، « 152 » ودر أيام أمير سديد منصور بن نوح در بخارا مىزيسته است . ثانيا ، ابن نديم گويد كه أبو زيد بلخى سر آغاز كتاب السماء والعالم را به نام خازن نوشته وكتاب را به أو اهدا كرده است . « 153 » حال اگر خازن در 349 ه متولد شده باشد وأبو زيد بلخى در 322 ه وفات يافته باشد چنين امرى امكان پذير نخواهد شد . بنا بر اين خازن حد أقل بايد در دههء نود از قرن سوم تولد يافته باشد . ثالثا ، ابن أثير گويد كه أبو جعفر خازن رسول ركن الدولة بود ودر انعقاد پيمان صلح بين أو وأبو على أحمد بن محتاج نائب أمير سامانى در خراسان حضور داشت « 154 » وهرگاه اقدام به انعقاد صلح بين دو طرف در حال جنگ نياز به خبرگى وكارآزمودگى داشته باشد ، معقول نيست كه در آن تاريخ عمر أو را كمتر از چهل سال تصور كنيم وچون خازن در نيشابور در مقام وزارت بوده است ، براي انعقاد صلح شايستگى لازم را داشته است واين امر به طور قطع نادرستى سال 349 ه را براي سال تولد خازن معلوم مىدارد ، ودر مقابل آن تاريخ تقريبي ما تأييد مىشود . [ توجه به اين نكته بايسته است كه سال عقد صلح بين ركن الدولة وأبو على چغانى در حدود 342 ه است وطرف قرار داد أبو جعفر
هامش
( 149 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 195 - 194 .
( 150 ) . وايدمان ، « الخازن » ، دائرة المعارف الاسلامية ، ج 6 ، ص 342 .
( 151 ) . همان ، ص 349 .
( 152 ) . المنينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 56 .
( 153 ) . ابن نديم ، فهرست ، ص 153 . نيز رجوع شود به : قفطى ، تاريخ الحكماء ، ص 40 .
( 154 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 246 .