به هر حال اگر أبو زيد مدتي را در بغداد در كنار وزير وبه عنوان معلم فرزندش بسر برده باشد ، شايد بهترين توجيهى باشد براي وجود شباهتهاى بسيار بين آثار أبو القاسم عيسى بن علي وأبو زيد بلخى وشايد علاقهء شديد أو به معلّم خود أبو زيد باعث شده كه تنجيم را كنار بگذارد وبه كار شاگرد أو أبو الحسن عامري كه بر خلاف استادش احكام نجوم را باور داشته است بپردازد ( نويسنده قبلا متذكر شده است كه عيسى بن علي در كتاب ابطال احكام نجوم خود به عامري توجه داشته است ) .
أبو زيد بلخى در أواخر عمر خود از همهء كارها تنها به تدريس وتأليف مشغول بود واز قريهء شامستيان كه در آن مزرعهاى از آن خود داشت « 137 » بيرون نمىآمد واز همان جا كتابها ورسالههاى خويش را براي رجال بزرگ ووزراى دولت سامانى مىفرستاد وهر دعوتي را براي كارهاى سياسي رد مىكرد . وچنان كه قبلا ذكر شد أمير سامانى أو را دعوت كرد كه به بخارا برود ودر كارهاى مملكتي أو را يارى دهد وأبو زيد هنگامى كه به كنار جيحون رسيد وتلاطم أمواج وسرعت جريان آن وهيبت رودخانه را مشاهده كرد از سفر منصرف شد وبه أمير سامانى نوشت : « اگر مرا به جهت رأى صوابم دعوت كردهاى ، هرگاه خويشتن را در اين رود اندازم ، صاحب رأى نخواهم بود ورأى من نمىگذارد كه از اين رود عبور كنم . » « 138 »
أبو زيد بلخى زندگانيى دراز يافت كه از هشتاد فراتر رفت ودر روز جمعه بيستم ذي القعدة سال 322 ه بنا بر قول ياقوت وصفدى وفات يافت « 139 » ، اما سيوطى به جاى بيستم ، بيست ويكم ماه ذكر كرده است . « 140 » واگر چه اختلاف در تاريخ وفات أو از يك روز تجاوز نمىكند ، اما در تاريخ تولد أو اختلاف به حدود يك سال مىرسد ، زيرا عمر أو را 87 و 88 سال به اختلاف نوشتهاند « 141 » ، بنا بر اين تاريخ تولد أو ، 235 ه ويا 236 ه خواهد بود .
أبو زيد بلخى داراى تأليفات زيادى بوده است ، ابن نديم چهل وسه كتاب وياقوت پنجاه وشش كتاب به أو نسبت دادهاند ، برخى از اين كتابها از شهرت ومقبوليت فراوانى برخوردار بوده وتا مدتها پس از مرگ أو رواج داشته است . اين تأليفات با ارزش ومتنوع بوده كه أبو حيان توحيدي را بر آن داشته است دربارهء أو بگويد : « در اعصار أول مانندى براي أو نمىتوان يافت ودر آينده نيز نظيري نخواهد داشت وهر كس كتاب اقسام العلوم وكتاب
هامش
( 137 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ج 1 ، ص 144 . نيز رجوع شود به : صفدى ، الوافي بالوفيات ، ج 6 ، ص 410 .
( 138 ) . ياقوت حموى ، ص 152 . نيز رجوع شود به : صفدى ، همان ، ص 413 .
( 139 ) . ياقوت حموى ، همان ، ج 1 ، ص 150 . نيز رجوع شود به : صفدى ، همان ، ص 413 .
( 140 ) . سيوطى ، بغية الوعاة ، ج 1 ، ص 311 .
( 141 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 1 ، ص 141 .