تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
2 . أبو نصر فارابى . تأثر عامري از أبو زيد بلخى با نظريهء ابداع بدون زمان كه أصل آن از كندى وأفلاطون است در أساس هماهنگى دارد ، اما عامري از طريق آثار فارابى ومطالبى كه از أو نقل كرده است نيز از آراء أفلاطون بهره بسيار برده است ، بويژه در سياست . عامري از مدينهء فاضلهء فارابى ، تقسيم مردم جامعه به طبقات وگروههاى متمايز را اخذ كرده وشمار آنها را به 72 گروه رسانده است . « 147 » در السعادة والاسعاد عامري نيز به مطالبى ارسطويى برمىخوريم كه از طريق آثار فارابى اخذ شده است . عامري در مورد « حد وسط » به شيوهء فارابى در كتاب فصول منتزعه سخن مىگويد از جمله « ميانه‌روى براي همهء ما يكى نيست ، ليكن هر يك از ما حد وسطى ويژه خود داريم وبر آن نه چيزى مىتوان افزود ونه از آن چيزى كاست . حد وسط آن است كه از هر دو طرف به يك اندازه دور است واين در همهء أشياء فقط يكى است نه بيشتر ، مثال آن چنين است : ما دو عدد ده ودو كه أولى بزرگ ودومى كوچك است در نظر مىگيريم عدد متوسط بين اين دو شش است زيرا فاصله دو تا شش چهار است وده تا شش نيز چهار است . . . . وسطى كه چيزى بر آن افزوده شود بايد چنان كه شايسته است ودر وقت شايسته وبه طريق شايسته وبا توجه به همه جوانب وموجبات آن باشد » . « 148 » أبو الحسن عامري از فارابى به اشارهء نزديك به تصريح ياد كرده است ، در هنگام بحث از رئيس مدينهء فاضله گويد : « يكى از متفلسفهء جديد گفته است هرگاه تمامى صفات نيكو در يك رئيس واحد جمع نبود واجتماع آن در دو شخص تحقق يافت ، بايد رياست را به دو تن واگذار كرد . مثلا يك تن حكيم باشد ولى نيروى كافى را براي انجام وظائف دارا نباشد وديگرى نيرومند باشد وحكيم نباشد . همچنين اگر بيش از دو نفر باشند جايز است كه همه با هم در حكم يك رئيس عمل كنند . » أبو الحسن عامري گويد : « آنچه اين شخص گويد بىمعنى است . . . وجائز نيست كه رئيس بيش از يك تن باشد ، زيرا رياست به رأى است وكسى كه رأى ندارد شايستهء رياست نيست وهرگاه حكيمى يافت شود كه قوهء رياست ندارد بايد به رياست گماشته شود وآن كس كه نيروى كافى دارد در مقام نيابت به اجراى أمور بپردازد ودر كارها به رأى أو رجوع كند ، خواه كارى بزرگ وخواه كوچك باشد ، واگر رياست به قوى واگذار شود حكيم بايد وزارت أو را به عهده داشته باشد . اين امرى است كه ممكن است به تحقق پيوندد ، اما اينكه دو تن با يكديگر به اشتراك رياست كنند بدون آنكه يكى تابع امر ديگرى باشد امرى
هامش
( 147 ) . عامري ، الأمد على الأبد ، ص 164 .
( 148 ) . همو ، السعادة والاسعاد ، ص 72 .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 160 | أبو الحسن العامري