تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ترجمهء ديگرى از آن ويا أساسا صناعت شعر را به روش معمول مورد بحث قرار داده وبحث فلسفي در باب شعر به روش رسالهء شعر أرسطو در آن مطرح نشده است . نوشته‌هاى سياسي أبو زيد توجه حاكمان وقت را جلب كرده است به دليل آنكه وقتي أحمد بن سهل بن هاشم مروزى بر بلخ استيلا يافت به أبو زيد پيشنهاد وزارت كرد وأبو زيد از پذيرفتن امتناع ورزيد وأو أبو القاسم كعبى را به وزارت منصوب كرد وأبو زيد را كاتب خويش ساخت . « 133 » وشايد عدم پذيرش أو به جهت ويژگيهاى جسماني أو بوده است كه برحسب قول ياقوت حموى ، أبو زيد ، مردى متوسط القامه ، لاغر ، زرد چهره ، گندم‌گون با چشمانى برآمده واندكى منحرف بود وبر روى أو آثاري از آبله ديده مىشد . كم سخن وساكت ليكن با وقار وهيبت ، « 134 » خويشتن دار وآهسته ، در تأليف وتصنيف خوش سخن وتوانا وبىرغبت نسبت به مناظره وبحث حضوري بود . « 135 » پيداست كه مردى با اين صفات به كار وزارت آن اندازه نمىآيد كه به كار كتابت . أبو زيد بلخى وأبو القاسم كعبى در خدمت أحمد بن أبي سهل بودند كه از سرداران نصر بن أحمد سامانى بود . احمد ، أمير نصر را از حكومت خراسان بر كنار كرد ودر نيشابور أقامت گزيد تا سرانجام در نبرد با أمير سامانى مغلوب شد وياران أو از جمله أبو زيد دستگير شدند . أبو زيد به زندان افتاد وخبر به علي بن عيسى وزير رسيد . أو شخصي را براي آزاد ساختن أو گسيل داشت وآزاد شد . « 136 » تمرّدى كه به زندانى شدن أحمد بن سهل ويارانش انجاميد در سال 306 ه اتفاق افتاد . ابن سهل يك سال بعد در زندان بدرود حيات گفت وأبو زيد بلخى ظاهرا با عده‌اى ديگر به بغداد برده شدند . وشايد أو با وزير دانشمند علي بن عيسى صاحب معاني القرآن وسياسة المملكة وسيرة الخلفاء ارتباطي داشته است ونمىدانيم أو چه مدت در بغداد أقامت داشته ومهمان وزير بوده است ، تنها احتمال مىرود كه أو در خدمت وزير به عنوان نديم ومعلم فرزندش مدتي توقف داشته است واز اينكه هر دو به علوم سياسي وتأليف در اين زمينه پرداخته‌اند امكان تأثير گرفتن يكى از ديگرى منتفى نيست ودر حال حاضر حكم قطعي نمىتوان داد ، بويژه از آن جهت كه آثار مكتوب علي بن عيسى وزير بكلى از بين رفته واز أبو زيد نيز جز قطعاتى پراكنده چيزى باقي نمانده است .
هامش
( 133 ) . صفدى ، الوافي بالوفيات ، ج 6 ، ص 412 . ونيز رجوع شود به ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 1 ، ص 147 .
( 134 ) . همان ، ص 411 . ونيز رجوع شود به : ياقوت حموى ، ج 1 ، ص 145 .
( 135 ) . همان ، ص 412 .
( 136 ) . ابن نديم ، فهرست ، ص 219 .