تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
جمع باشد تا هر چيز را در جاى مناسب قرار دهد . علاوة بر اين بايد عفيف وپاك باشد وداراى عزت نفس وعالم به صناعت نويسندگى وضوابط آن ، خوش بيان وعالم به اخبار وسير گذشتگان تا از تجارب ديگران بهره‌مند گردد وبه نتائج أمور آگاه باشد . وبايد شكوهمند وخوش ديدار باشد واگر به سن كمال ورشد وچهل سالگى رسيده باشد بسيار ستوده‌تر ومناسب‌تر وپر تجربه‌تر خواهد بود . « 124 » وزير نبايد « از كارهاى خرد وسرچشمه‌هاى فتنه غافل باشد ونبايد در هنگام پيشامدهاى بزرگ هراسان گردد ، بلكه بايد با بلند نظري ودلى قوى به دفع آن بكوشد . اين چنين وزيري نبايد از پايتخت كشور دور گردد وهيچ گاه نبايد پنهان باشد مگر به ضرورتي از قبيل حفظ مرزى يا برداشتن خللى » . « 125 » « أبو زيد گويد : هر وزيري كه با صفات ياد شده باشد وداراى كفايت ومورد اعتماد ، جايز است كه در أطراف واكناف شهرها سير وسفر كند وهر جا كه صلاح بداند سكونت كند ، زيرا أو مايهء اصلاح شهرها وتدبير أمور بندگان است وملك معظّم كه امام ناميده مىشود بايد در قلب كشور سكونت گزيند . از اين جهت بوده است كه پادشاهان إيران وعراق وخلفاى بنى عباس همواره بر اين أصل بوده‌اند . اما وزير خاص كه وزير تنفيذ ناميده مىشود موظف است كه از شهر وپايتخت پادشاه غايب نگردد . زيرا شاه به مشورت أو نيازمند است ودر أكثر أمور بايد با أو مشاوره كند از اين رو نبايد شب وروز از درگاه أو دورى گزيند . » « 126 » ج ) مشورت در سياست . ثعالبى در كتاب خود تحفة الوزراء فصلى را به « مشورت » اختصاص داده ودر آن چنين گويد : « يكى از دانشمندان گفته است : رأى عبارت است از قياس أمور آينده بر أساس أمور گذشته ، ومشتبهات ومانندهايى نيز دارد . مادهء اصلى رأى تجربه است ، خواه به طور مباشر وخواه از طريق شنيدن ، وبه جهت بسيارى تجارب است كه مشورت با پيران را توصيه كرده‌اند وهر كس مشورت با جوانان را جايز دانسته ، سلامت واستقامت طبع وروان وبسيارى دانش وبينش را در آن شرط كرده است . « 127 » در كتاب السعادة والاسعاد سر آغاز اين سخن را أبو الحسن عامري به أبو زيد بلخى نسبت داده است « 128 » بنا بر اين بقيهء مطلب را كه در قول ثعالبى مىيابيم نيز از أبو زيد است .
هامش
( 124 ) . ثعالبى ، تحفة الوزراء ، ص 62 .
( 125 ) . همان ، ص 81 .
( 126 ) . همان ، ص 82 - 81 .
( 127 ) . همان ، ص 86 .
( 128 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 407 .