رودخانه باز مىدارد وأمير چون نامهء أو را مىخواند أو را به بازگشت به بلخ فرمان مىدهد . » « 113 » مطالبى كه از قول مقدسي دربارهء كتاب جغرافياى أبو زيد نقل شد ، اهميت نظري آن را معلوم مىسازد .
أبو جعفر خازن از وزراى سامانيان در نيشابور بود . أو از رياضىدانان بزرگ واز ستارهشناسان ومنجمان گرانقدر در تاريخ اسلام است . مشهورترين آثار ومؤلفات أو كتاب زيج الصفائح وكتاب المسائل العددية « 114 » وشرح كتاب أقليدس « 115 » است . ابن نديم در ضمن بحث از كتاب السماء والعالم أرسطو گويد كه « أبو زيد بلخى شرحي بر صدر اين كتاب به نام أبو جعفر خازن نوشته است . » « 116 » اما از چنان پيوندى ميان آن دو كه أبو زيد كتابي به نام أبو جعفر تأليف نمايد اطلاعى در دست نيست ، بلكه بلخى يكى از تأليفات خازن يعنى نقشههاى جغرافيايى أو را شرح كرده ودر ضمن آن كتاب صور الأقاليم خود را قرار داده است . در ميان تأليفات بلخى دو كتاب وجود دارد ، يكى به نام فضيلة علوم الرياضيات وديگرى به نام ما يصحّ من احكام النجوم . ياقوت حموى دربارهء كتاب دوم بلخى يادداشتى دارد بدين مضمون كه بلخى « از علم نجوم اثبات احكام نمىكرد ، بلكه تنها به اثبات مسائلي مىپرداخت كه جنبهء حسابي داشت . » « 117 » وبه گمان ما اين نوع برداشت از نجوم اهميت جنبهء رياضى مباحث فلكى را در تأليفات خازن ثابت مىكند . امانت علمي ، ما را ملزم مىكند كه در عين حال از عوامل ديگر مؤثر در اتّحاد اين روش در نجوم غافل نمانيم . از جمله عقيدهء ديني أو يا مذهب اعتزال . اما به هر حال بعيد نيست كه بلخى از موضع أستاذ خود كندى متأثر باشد : زيرا كندى نيز چنان كه آثار به دست آمده ونام كتابهاى أو حكايت دارد ، نوعي گرايش به نجوم داشته است وبه احتمال قوى بين أستاذ وشاگرد پيوندى استوار برقرار بوده است .
أبو زيد بلخى در موضوع فلسفه ، علاوة بر كتاب اقسام العلوم كتابهاى متعددى تأليف كرده است . در اخلاق وسياست ، كتاب اخلاق الأمم واختيار السير واقسام علوم الفلسفة وصفات الأمم وأدب السلطان والرعيّة وكتاب إلى أبى بكر بن المظفر في شرح ما قيل في حدود الفلسفة ودر زمينهء سياست كتاب السياسة الصغير وكتاب السياسة الكبير وفضل الملك را نوشته است . « 118 »
هامش
( 113 ) . المقدسي ، أحسن التقاسيم ، ص 4 .
( 114 ) . ابن نديم ، فهرست ، ص 341 .
( 115 ) . همان ، ص 325 .
( 116 ) . همان ، ص 311 .
( 117 ) . ياقوت حموى ، معجم الأدباء ، ج 1 ، ص 146 .
( 118 ) . همان ، ج 1 ، ص 143 - 142 وصفدى ، الوافي بالوفيات ، ج 6 ، ص 410 - 409 .