تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
دلايل وشواهدى قابل اثبات است » « 95 » كه بوضوح در متن بيست فصل وجود دارد . براي مثال در جايى كه برقلس گويد : « علت أولى برتر از هر علم است » در متن فصول منقّح آمده است : « علم علت أولى سبب هر موجود ذي علم است » . اندرس اين مطلب را در « مقاله‌اى از استفان رومى يافته كه در 600 ميلادي مىزيسته وشاگرد فيلسوف مسيحي يوناني يحيى نحوى بوده است . در فصول منقّح نيز مؤلف مانند يحيى نحوى بين فعل علت أولى - كه ابداع از لا شئ است - وفعل طبيعت - كه دگرگونى وتبديل وتغيير مخلوقات است - فرق گذاشته است . » « 96 » بدين ترتيب يك بار ديگر مىبينيم كه جستجوى پىگير ، مسألهء هويت نويسندهء اصلى الخير المحض را حل مىكند وبر أساس تحقيقات اندرس به طور مشخّص أو استفان رومى « 97 » است : ليكن متن الخير المحض در آنچه عبد الرحمن بدوي به چاپ رسانده است با متن كتابي كه اندرس نشر كرده تفاوت آشكار دارد واين سؤال كه چه كسى مترجم اين كتاب به زبان عربى است ؟ همچنان بىجواب باقي مىماند وعلاوة بر آن ، اين سؤال كه كدام يك از آنها پيش يا پس از ديگرى نوشته شده است ؟ ! ما در اين مبحث مىكوشيم با دليل قطعي ثابت كنيم كه متن كتاب الخير المحض كه دكتر عبد الرحمن بدوي منتشر كرده است در أواخر قرن سوم وأوايل قرن چهارم هجرى در جهان اسلام شناخته ومورد استفاده بوده است ، به دليل وجود مطالبى كه از آن به طور مستقيم وبا عين ألفاظ متن ، يا به اشكال ديگر نقل شده است . واز مجموعهء اين منقولات ، كتاب الفصول في المعالم الإلهية نوشتهء أبو الحسن عامري تشكيل وتأليف يافته است . همچنين ثابت خواهيم كرد كه كتاب الفصول في المعالم الإلهية اوّلين وقديمترين متن اسلامى است كه فصول وجملاتى را با حفظ حروف وكلمات از آن كتاب دربر دارد ، واينكه دكتر عبد الرحمن بدوي گفته است كه قديمترين متن اسلاميى كه از كتاب برقلس چيزى نقل كرده است ( يعنى از الخير المحض ) كتاب عبد اللطيف بغدادي است ، في علم ما بعد الطبيعة ، حقيقت ندارد وچنان كه از تطبيق دو متن به اثبات خواهيم رساند ، ادّعاى آلونسو يسوعى مبنى بر اينكه الخير المحض را نوشتهء ابن داود معروف به خوان اسپانيايى دانسته كه آن را در حدود قرن ششم هجرى تأليف كرده است ، نيز بكلّى بىاساس مىنمايد ، زيرا ما به متنى اسلامى دست
هامش
( 95 ) . اندرس ، مبادئ الإلهيات ، مقدمه ، ص ( يب ) .
( 96 ) . همان ، ص ( يب ) .
( 97 ) چنين به نظر مىرسد كه نويسنده در اين مبحث تلخيص كننده را با ترجمه كننده درهم آميخته ومسأله بر أو مبهم مانده است : دو سؤال مطرح است : يكى اينكه تلخيص كنندهء الخير المحض از يوناني به يوناني كيست ؟ ودوّم مترجم يا مترجمان به عربى چه كساني بوده‌اند ؟ . - م .