تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
از جهت ديگر مىبينيم كه سير صعودى افلوطين مبتنى بر كسب فضايلى است كه غايت آن نزديك ساختن طبيعت بشرى به طبيعت ذات واحد است ودر آن صورت است كه حضور الهى در درون انسان تحقق مىيابد ونور ربّانى در أو پرتو مىافشاند وأو را با حق همانند مىسازد . وبرخى از صاحبنظران برآنند كه اين نوع اتّحاد با خدا در فلسفهء افلوطين ، منتهى به زوال ذات انسان نمىشود ، بلكه آن نوعي « غيبوبت شعوري است نه نيستى . . . نه انسان در ذات الهى فانى مىشود ، چنان كه برخى پنداشته‌اند ، ونه أحد در انسان » . « 67 » عامري نيز بر همين عقيدة است ، هنگامى كه مىگويد « غايت كوشش بنده اتّحاد با مولاي خويش است » « 68 » تا به كمال مطلق واصل گردد . يعنى ، « جوهر أو حكيم ، قادر ، جواد ، وبه حقيقت ربّانى شود » . « 69 » و ) وظيفهء حس وعقل در عمل ادراك . در انديشهء نو افلاطونى تمايزى بين عالم هيولى وبدن وحس وعالم نفس وعقل وجود دارد . حواس ، آلاتى جسماني است كه أجسام را در عالم مادي ادراك مىكند . بنا بر اين ادراكات حسّى جزئي است ، امّا عقل به عالم سماوي تعلّق دارد وأمور كلى را ادراك مىكند . در كتاب الخير المحض آمده است كه « أمور جسماني با عقل ، عقلي است وأمور عقلانى نيز با آن ، عقلي است . . . زيرا عقل أشياء را بر أساس سنخ جوهر خود ادراك مىكند كه عقل است » . « 70 » بنا بر اين أشياء حسّى مركّب است وكليات عقلي بسيطاند ، از اينجاست كه حس جزئيات را درك مىكند وعقل كليات را . عامري در اين باره مىگويد : « آنچه از تركيب بيشترى برخوردار است حسّ براي اثبات آن قويتر است وآنچه از تركيب كمترى برخوردار است عقل نسبت به آن مناسبتر است » . « 71 » حسّ از مرتبهء عقل فروتر است وعقل برتر از حس است ؛ ميدان عمل حس چيزهايى است كه به جسم وعرض ظاهر مىشوند وميدان عمل عقل ادراك أموري است كه در ذات وجوهر
هامش
( 67 ) . همو ، به نقل از المقابسات ، ص 350 - 349 . وشايد بىفايده‌اى نباشد كه نظر خواننده را به اين مطلب جلب كنيم كه احتمال دارد « يكى از افراد جماعت صوفيه كه توحيدي در تصحيح الإشارات الإلهية خود بدان اشاره كرده است ، أبو الحسن عامري باشد ( به تصحيح وداد القاضي ، در دار الثقافة ، بيروت ، 1973 ، ص 126 ) چنان كه توحيدي خود در الامتاع والمؤانسة ، ج 3 ، به تصحيح احمد امين واحمد الزين ، منشورات دار مكتبة الحياة ، بيروت 1953 ، ص 92 - 91 ) آورده است ، أو شيخى صوفي بوده كه در حوالي 370 ه در منطقهء نيشابور به سير وسياحت مشغول بوده است .
( 68 ) . همو ، به نقل از مسكويه ، الحكمة الخالدة ، ص 431 .
( 69 ) . همو ، به نقل از توحيدي ، المقابسات ، ص 350 - 349 .
( 70 ) . برقلس ، « كتاب الخير المحض » ، در : عبد الرحمن بدوي ( مصحح ) ، الأفلاطونية المحدثة عند العرب ، چاپ 2 ، وكالة المطبوعات ، كويت 1977 ، ص 11 .
( 71 ) . عامري ، « قول في مبادى العلم » ، به نقل از توحيدي ، الامتاع والمؤانسة ، ج 2 ، به تصحيح احمد امين واحمد الزين ، مكتبة دار الحياة ، بيروت ، 1943 ، ص 86 - 85 .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 128 | أبو الحسن العامري