مربوط است به رواج مذهب نو افلاطونى در ميان مسلمانان وپذيرش احكام نجومى توسط عدهاى از فلاسفهء اسلامى پيش از أبو الحسن عامري واقران أو . كساني مانند : أبو جعفر خازن ، نوشجانى ، يحيى بن عدي ، أبو سليمان منطقي سجستانى ، ابن زرعه ، ابن الخمار ، وديگر فيلسوفانى كه در قرنهاى سوم وچهارم هجرى مىزيستند . وبه همين جهت بود كه عيسى بن علي از فلاسفهء معاصر با عامري رسالهاى به نام ابطال احكام النجوم نوشت وبنا بر قول أو موضوع آن « . . . دربارهء مسائلي است كه بزرگان أهل دانش زمان ما در مورد نجوم واحكام نجومى اظهار داشتهاند » . « 46 » در بررسى أحوال اين فيلسوف از جدال بزرگى كه پيرامون موضوع احكام نجومى در گرفته بوده است سخن گفتهايم ودر آنجا متذكر شدهايم كه نقد عيسى بن علي ، به طور عمده متوجه آراء أبو الحسن عامري است . واز آنجا كه مىدانيم عامري در بغداد مدتي أقامت داشته وبراي أو مجلس تدريس ترتيب داده شده وبا فلاسفهء آن ديار مناظره كرده است ، ترجيح مىدهيم كه مسألهء عيسى بن علي را در ابطال احكام نجوم از ثمرات اين برخوردهاى فكرى ومناظرات عامري ونقد وبحثهاى آن أيام به شمار آوريم وعكس العملي در برابر جوّى كه در آن روزگار براي شيوع انديشههاى افراطى وآراء غير عقلانى به وجود آمده بود ، اعمّ از نو افلاطونى يا تصوّف افراطى يا تشيّع غالى .
د ) نفس انساني . فلسفهء عامري در مورد نفس ، مبتنى بر نظريهء افلوطين است ، چنان كه گويد :
« نفس انساني برتر از طبيعت است وسلطهء آن از قواى طبيعي نافذتر است » . « 47 » انسان از دو جوهر متفاوت آفريده شده است . « يعنى ، نفس وكالبد » . نفس جوهري است آسمانى ودر صورت تكامل از طريق حكمت ، مشتاق به عالم علوي . وكالبد جوهري است از حيث سنخيّت زمينى كه در صورت آلودگى به شهوات مشتاق به عالم سفلى است » . « 48 » از اين مطالب روشن مىگردد كه عامري اين انديشه را از آن جهت كه با عقايد اسلامى در مورد نفس هماهنگى دارد پذيرفته است .
افلوطين در مورد قواى نفس بر آن است كه « نفس انسان داراى سه بخش است ، نباتى وحيواني ونطقى » . « 49 » عامري گويد : « قواى طبيعي در جوهر انساني أساس حيوانيت است .
منظور از قواى طبيعي ، مغذيه ومنميه ومولده است وقواى حيواني أساس انسانيت است ،
و
هامش
( 46 ) . عيسى بن علي ، رسالة في ابطال احكام النجوم ، دراسة وتحقيق د . سحبان خليفات ، عمان ، همچنين رجوع شود به :
« عيسى بن علي : سيرته وآراؤه الفلسفية » ، مجله مجمع اللغة العربية للعلوم الانسانية ، كويت ، 1988 .
( 47 ) . عامري ، التقرير لأوجه التقدير ، فروتر ، ص 268 .
( 48 ) . همو ، الأمد على الأبد ، ص 108 .
( 49 ) . بدوي ، افلوطين عند العرب ، الميمر الأول ، ص 20 .