نيستند بلكه خبر دهنده از حوادثند وبس . مبدأ أول بين همهء اجزاء جهان هستى نظام وانسجام برقرار كرده است به نحوى كه ستارگان مىتوانند دلالت بر وقوع حوادث داشته باشند . در واقع افلوطين كوشيده است ميان اعتقاد به ستارهشناسى ونظام دقيق جهان پيوندى برقرار سازد . از اين رو دلالت ستارگان از نظر أو در پيوستگى نيروها ووحدت نظام ، امرى ضروري است . ليكن ستارگان جز واسطههاى طبيعيى كه نيروهاى عالم بالا را به عالم مادي منتقل كنند نقش ديگرى به عهده ندارند . وپيداست كه بدون وجود ارتباط بين تمامى اجزاء عالم هستى دلالت وپيشگويى ديگر معنى نخواهد داشت » . « 38 »
اكنون نظر عامري ونحوهء استفادهء أو از اين أفكار چنين است « شأن طبيعت ، كه در واقع نيرويى الهى است كه از فلك مائل به عالم سفلى سريان دارد اين است كه عناصر موضوعهء خود را برحسب استعداد وپذيرش هر يك ، در زمان خاص به حركت درآورد » . « 39 »
در تفسير اين نظريه گويد : « أمور طبيعيى كه وقوع آن در عالم به تأثير اجرام علوي بستگى دارد ، از ديدگاه حكما ، همگى معلولاند وحقايقى كه اين أمور را توليد مىكنند علت محسوب مىشوند ، از اين رو گفتهاند كه همهء تأثيرات صادر از آن اجراماند » . « 40 »
در فلسفهء افلوطين از آن جهت كه تأثير اجرام سماوي ونيروهاى پنهانى را در طبيعت پذيرفته است ، سحر وطلسمات نيز راه يافته ، از جمله گويد : « . . . براي اين نيروهاست كه مردم افسون وتعويذ ودعا را به كار مىبرند وخواست ايشان اين است كه مردم تصوّر كنند :
اين گونه نيروها از ناحيهء خود ايشان وكار ايشان است ، در حالي كه چنين نيست ، بلكه اشيائى كه به كار مىگيرند از طريق تأثير اجرام سماوي وقوا وحركات آن ، داراى اين گونه نيروهاست . . . وممكن است از درخواست ودعاى كسى كار شگفتانگيزى صورت گيرد ، آن نيز به سبب توافق دعا با آن گونه نيروهاست كه از عالم علوي واجرام سماوي نزول مىكند وآثار عجيبى در زمين ظاهر مىسازد » . « 41 »
دربارهء تأثير عالم علوي - اجرام سماوي - در انسان نيز افلوطين گويد : « اگر كسى بگويد :
هامش
( 38 ) . افلوطين ، التساعية الرابع ( مقدمه ) ، ص 79 . وافلوطين در جاى ديگرى گويد : « در موجودات زمينى نيروهايى وجود دارد كه افعال شگفتانگيزى از آنها به ظهور مىرسد ، واين نيروها را از اجرام سماوي يافتهاند ، زيرا اين أشياء افعال خود را به يارى اجرام آسمانى انجام مىدهند ، ( ومردم ) هنگامى كه أشياء طبيعي داراى نيروهاى عجيب را به كار مىبرند - در وقت مناسب آن افعال - آن آثار را در هر چه اراده كنند تأثير مىدهند » ( افلوطين عند العرب ، ص 78 ) .
( 39 ) . عامري ، التقرير لأوجه التقدير ، فروتر ، ص 285 .
( 40 ) . همان ، فروتر ، ص 269 .
( 41 ) . بدوي ، افلوطين عند العرب ، ص 78 .