هر گاه افسون وتعويذ در أشياء تأثير دارد وانسان را نيز بويژه تحت تأثير قرار مىدهد در آن صورت وضع انسان با فضيلت وتقوا چگونه است ؟ آيا سحر وافسون وحيلههاى جادويى در ايشان نيز مؤثر مىافتد يا نه ؟ در پاسخ گوييم : انسان با فضيلت متّقى نيكوكار آثار طبيعي عارض از سحر وجادو وتعويذ را نمىپذيرد واز افعال موذى متأثر ومنفعل نمىشود » . « 42 »
عامري همهء آنچه را گفته شد تصديق مىكند ودربارهء انسان به اعتبار موجودى كه از نفس وبدن تركيب يافته است سخن مىگويد ودر اين مورد نظريهء أو چنين است : « جوهر نفس تحت تأثير أمور طبيعي وعوامل طبيعت نيست ، بلكه أو موجودات روحاني است ، وجوهر كالبد تحت تأثير موجودات روحاني قرار نمىگيرد . زيرا از پديدههاى طبيعي است . بنا بر اين انسان در آن گونه أمور كه جنبهء نفساني دارد تحت تأثير نيروهاى فلكى نيست ، اما در مورد أمور جسماني وابسته به نيروهاى فلكى است » . « 43 »
در جاى ديگرى گويد : « از اين جهت است كه منجّمان بزرگ گفتهاند : نفس ناطقه ، توانايى ردّ ودفع نيروهاى فلكى را دارد . نيروهاى اجرام فلكى ، طبيعي است ونيروهاى نفس اختياري است وتا هنگامى كه موجود مختار مؤيد به تأييد نيروى الهى باشد واز حدود طبيعت مسخّر فراتر رود مىتواند بر مقتضاى نيروى الهى در أمور تصرف نمايد وبه موجب نيروى عقلانى خويش عمل كند . نيروى فلكى تنها در كساني مؤثر است كه در رفتار خود پير ومزاج جسماني خويش باشند ، اما آن كس كه تابع عقل است نيروى فلكى بر أو سلطه ندارد . » « 44 »
عامري به همان اندازه كه به تأثير قواى فلكى واجرام سماوي در زمين باور دارد ، اثر نيروهاى مخفى مانند دعا وافسون را نيز مىپذيرد . در اين باره گويد : « جادو وطلسمات فنّى است كه انسان از دانش آن بىنياز نيست ، زيرا در أصل به معاني الهى وتأثيرات روحاني تعلّق دارد واگر بحث در اهميّت آن خارج از موضوع حكمت نبود مبالغه در آن باب را لازم مىدانستيم وبه شرح آن مىپرداختيم . در اين باره كتاب الارشاد لتصحيح الاعتقاد را نوشته ودر آن به قدر حاجت اين موضوع را شرح دادهايم ، البتة براي كساني كه جوياى حقاند » . « 45 »
بهتر آن است كه اعتقاد عامري به وجود سحر واثر آن را در درجهء أول مستند به قرآن بدانيم وآن را مبناى پذيرش نظريهء افلوطين از جانب وى محسوب داريم .
اما اعتقاد عامري دربارهء تأثير اجرام سماوي در پديدههاى طبيعي - از آن جمله بدن انسان -
هامش
( 42 ) . بدوي ، افلوطين عند العرب ، ص 79 .
( 43 ) . عامري ، التقرير لأوجه التقدير ، فروتر ، ص 272 .
( 44 ) . همو ، الأمد على الأبد ، ص 99 .
( 45 ) . همو ، التقرير لأوجه التقدير ، فروتر ، ص 282 . مجلة مجمع اللغة العربية الاردنى ، ( 1987 - 32 ) ، ص 133 .