صورتي را دارد » « 18 » زيرا هيولاى صرف است .
ترتيب موجودات در دو عالم چنين است : عقلي ، علوي ؛ حسى ، سفلى . « واين دو عالم عقلي وحسى با يكديگر پيوستهاند ، زيرا عالم عقلي پديد آورندهء عالم حسى است وعالم علوي فيض رساننده به عالم سفلى است ، عالم حسى بهره گيرنده وپذيرندهء نيرويى است كه از عالم عقلي بر آن فرود مىآيد » . « 19 »
مطالب ياد شده به طور آشكار در كتابهاى عامري مشاهده مىشود . أو در كتاب التقرير لأوجه التقدير گويد : « سبحان من فطر العالم العلوي . . . مشتاقا بجبلّته نحو الخير المطلق . . . وجعل العالم السفلى عنصرا موضوعا ، مستعدا لقبول آثاره المتقنة على تمامها » . « 20 » بدين ترتيب ، بين دو عالم علوي وسفلى تمييز قائل شده وعالم سفلى را مادهء منفصل وپذيرندهء آثار علوي دانسته است .
در جاى ديگر گويد : فلاسفهء الهى همگى اجماع كردهاند بر اينكه : « غرض أول در تقدير الهى براي آفرينش جهان هستى داراى سه جهت است : يكى افاضهء جود تام وديگر ، ابراز قدرت تام ، سه ديگر ، اظهار حكمت تام . وفعلى كه به اين تقدير اختصاص دارد ، بر سه قسم تقسيم مىشود : ايجاد جهان ، نگاهداشت جهان ، وگردش جهان . گردش جهان با دو معنى پيوند دارد ، يكى انجام دادن فعل ، ديگرى پذيرش فعل . » « 21 »
نگاهداشت جهان وگرداندن آن از راه نيروى كنش جهان برين است كه از آن در جهان زيرين روان مىگردد . عامري در كتاب ديگر خود الفصول البرهانية في المباحث النفسانية دربارهء اين فيض كه نيروى الهى را از عالم بالا به عالم زيرين منتقل مىسازد ، چنين مىگويد :
« نيروى جارى از أفلاك هفتگانه به عالم فرودين ، علت قريب اين زوائد روحاني است ، اما نه بذات خود بلكه از راه نيرويى كه از فلك مستقيم در أفلاك هفتگانه سريان مىيابد . » « 22 »
هامش
( 18 ) . افلوطين ، التساعية الرابعة ، ص 42 .
( 19 ) . عبد الرحمن بدوي ( مصحّح ) ، افلوطين عند العرب ، چاپ دوم ، دار النهضة العربية ، قاهره ، 1966 ، الميمر الرابع ، ص 56 .
( 20 ) . أبو الحسن عامري ، التقرير لأوجه التقدير ، نسخهء خطى شمارهء 2163 ، ( 393 ب ) ، دانشگاه پرينستون ، فروتر ، ص 267 .
( 21 ) . أبو الحسن عامري ، التقرير لأوجه التقدير ، فروتر ، ص 261 .
( 22 ) . همان ، فروتر ، ص 74 - 273 . « فلك مستقيم » ، « معدل النهار است كه دايرهء عظيمهاى است كه بر دو قطب آسمان احاطه دارد ، دو قطبى كه آسمان بر آنها از مشرق به مغرب در هر شبانه روز يك بار دور مىزند ؛ از آن رو « معدل النهار » ناميده شده كه چون خورشيد بدان رسد ، روز به اعتدال درآيد » . أبو عبد الله خوارزمي ، مفاتيح العلوم ، به تصحيح گ .
فان فلوتن ، انتشارات بريل ، 1968 ، ص 215 . و « فلك مستقيم » ، نزد عامري ، « فلك الأفلاك » و « عرش » است .