تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
معشوق خود را بر تن انسان ديگرى مشاهده كند ، در حال ، به ياد معشوق خود مىافتد واعتقاد أو اين است كه نقش شبيه به معشوق اوست ليكن ناقصتر از اوست ، امّا لباس شباهتى به معشوق أو ندارد « 7 » جز اينكه از تن أو به در آمده است . نفس نيز چون توسط حس بر خط مستقيم يا عدل حكيم اطلاع يابد عدالت مطلق را به ياد مىآورد وطول مطلق را واستقامت ( راستى ) مطلق را ومىداند كه آنچه بر آن اطلاع يافته است حاكى از چيزى است كه نزد خود اوست ، « 8 » جز اينكه يكى از آن دو ، جزئي ومتبدّل است وديگرى كلى وابدى . « 9 » عامري فيلسوف در جاى ديگر از همين كتاب به بيان اساطيرى أفلاطون دربارهء « نفس » مىپردازد ودر ضمن آن گويد : « وچون نهاد وسرشت آن حقيقة بر اين سنخ باشد ، رواست كه تدابير پسنديده وآراء حكيمانه أو را رام وسربراه نكند ، بويژه اگر روح حسّى ، أو را به لذّات جسماني مشغول سازد . از اين رو رها ساختن آن از بند ، براي ما ممكن نخواهد بود مگر آن گاه كه بال وپر أو را به دين الهى تقويت كنيم وبه حكمت حقيقي آراسته داريم . در اين موقع نفس ناطقه وقتي به عبادت آشنا شد وشوق حكمت را دريافت اگر باز هم براي لذات زودگذر وخوشيهاى بىدوام از حكمت وشرف روى بگرداند ، پر وبالش مىريزد ومىشكند » . « 10 » در بخش ديگر از همين كتاب ، عامري سخن سقراط را در ردّ انديشهء خودكشى وبشارت به زندگانى ديگرى كه در آن با بزرگان أوليا ملاقاة خواهد كرد ، نقل مىكند وچنين مىگويد : « هر چند كه مرگ در نظر انسان تلخ وبد منظر است ، ليكن در حقيقت گذرگاهى است به پيوستن با بزرگانى كه بسيار كاملترند از كساني كه در تمام طول زندگى با آنها در ارتباط بوده وپاك‌دل‌تر از همهء كساني كه با ايشان دوستى داشته است . پس نبايد از پيش آمد مرگ ناخشنود باشد واز ورود آن اندوهگين گردد » . « 11 » « وشايد كسى بگويد : اگر مرگ براي نيكوكاران واصلاح كنندگان نفس ناطقه ، تا اين حد ستوده است ، پس چرا كساني كه از حكمت برخوردار شده‌اند از كشتن خود واز بين بردن تن بازداشته شده‌اند ؟ بويژه آنها كه براي شتافتن به سوى مبدأ وغايت خود به اين كار دست مىزنند . پاسخ آن اين است كه : هر كس به ساختن بنايى اقدام كرد وبه تنهايى آن را بنياد نهاد ، ديگرى حق ندارد آن را خراب كند ، بلكه ويران ساختن يا بر جاى گذاشتن آن فقط حقّ كسى
هامش
( 7 ) . در چاپ روسن : « مثبته » .
( 8 ) . در چاپ روسن : « ملحقن » .
( 9 ) . أبو الحسن عامري ، الأمد على الأبد ، ص 111 .
( 10 ) . همان ، ص 132 .
( 11 ) . همان ، ص 94 .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 116 | أبو الحسن العامري