تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
نرشخى گويد كه أو شافعي بوده است ومقدسي يادآور شده است كه اميران سامانى بخارا حنفي بوده‌اند وجز حنفي كسى را به كار نمىگمارند . از اين مهمتر آنكه در طبقات الشافعية شرح حال أبو ذر نيامده ، در حالي كه در تراجم حنفي آمده است . عبد الحي لكنوى در الفوائد البهية مىگويد كه أبو ذر « قاضى ومفتى وامام بخارا ، فاضل وحافظ قرآن وخوش سيرت ويكى از متبحّران در علوم ، داراى تفسير وفتاوا بود . » « 94 » نويسندهء الجواهر المضيّة در شرح حال أبو ذر مىگويد كه وى « صاحبنظر در تفسير » است وحكايتى نيز از وى نقل مىكند . « 95 » اكنون كه شخصيت أبو ذر تا حدّى روشن شد لازم است ارتباط ميان أو ونويسندهء كتاب السعادة والاسعاد را معلوم سازيم وچنان كه وعده كرديم با توجه به عناصر فرهنگى شخصيت نويسندهء كتاب ، بين أو وأبو ذر پيوندى برقرار سازيم . نويسندهء كتاب السعادة والاسعاد ، چنان كه ثابت كرديم ، مردى است مسلمان ، عربى نويس ، سنّى وداراى فرهنگ وتربيت ديني عميق ، آشنا به شيوهء أهل حديث ، ونويسنده‌اى است كه روش اصلى أو ايجاد آشتى بين فلسفه وشريعت است . در نوشته‌هاى أو ألفاظ رايج در نزد فقها به كار رفته است . بر سيرهء نبوي واخبار ومغازى آگاهى دارد . شيوهء فقيهانهء أو در حلّ وفصل مسائل ، وقال وأقول كاملا پيداست . بويژه آنكه مقام فقها را با پادشاهان وزمامداران يكسان مىداند ودين را أساس دولت مىشناسد وملوك وخلفا را ، خلفاى خدا در زمين معرفى مىكند ، وأسلوب أو در شرح با أسلوب يكى از فقهاى قرن چهارم هجرى ، يعنى أبو بكر وراق مطابقت دارد ، چنان كه أول أصل را بيان مىكند وپس از آن مىگويد : « أبو الحسن چنين گويد » وعبارت مذكور وأسلوب ياد شده در سراسر السعادة والاسعاد مشاهده مىشود . علاوة بر آنچه دربارهء عناصر فرهنگى شخصيت نويسنده گفته شد ، أو به نوشته‌هاى ابن مقفّع توجه بسيار دارد وأساس كار أو در كتاب بر آن است - اگر ابن مقفع آنها را جعل نكرده باشد - زيرا مطالب فراوانى كه از أرسطو وأفلاطون ، به وساطت فلاسفهء نو افلاطونى ، در نوشته‌هاى ابن مقفع وجود دارد بدان بعد فلسفي بخشيده است وتنها فلسفه‌اى كه نوشته‌هاى سياسي ابن مقفع وخداى نامه را عمق فلسفي داده است همان أفكار ارسطويى وافلاطونى و
هامش
( 94 ) . عبد الحي اللكنوى ، الفوائد البهيّة ، ص 62 .
( 95 ) . محيي الدين قرشي ، الجواهر المضيّة ، ج 2 ، ص 252 . بايد توجه داشت كه حنفيان به دو نام محمد ويوسف تبرك مىجويند چون نام دو تن از بزرگان مذهب حنفي است ، يعنى محمد بن حسن وأبو يوسف ، از اين رو در تراجم حنفيان به نامهاى محمد ويوسف ومحمد بن يوسف زياد برمىخوريم . محض نمونه رجوع شود به : الجواهر المضيّة ، ج 2 ، ص 149 - 2 و 149 - 145 ، 235 - 223 .