تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نبوي كند . سرانجام به بخارا بازگشت ودر پايان عمر عزلت اختيار كرد ، رحمت خدا بر أو . » « 90 » از آنجا كه نرشخى تاريخ بخارا را به نام أمير نوح و « در آغاز زمامدارى أو يعنى سال 332 ه نوشته است » ، « 91 » مسلم مىگردد كه أبو ذر محمد بن يوسف بخارى قبل از آن تاريخ در مقام وزارت نبوده است . وچون نرشخى در 348 ه درگذشته واز طرفي نام أبو ذر را با عبارت « رحمة الله عليه » ذكر كرده است ، معلوم مىشود كه أبو ذر پيش از اين تاريخ وفات يافته است . از آنچه گفته شد نتيجة مىگيريم كه أبو ذر محمد بن يوسف قاضى شافعي بخارا در سالهاى بعد از 332 ه مدتي وزارت أمير نوح بن نصر را به عهده داشته پس از آن استعفا خواسته وبه حج رفته ودر بغداد به آموختن حديث پرداخته ودر پايان عمر به بخارا برگشته وانزوا گزيده است . شايد اين نكات مجمل ، آنچه را تواريخ دربارهء آن سكوت كرده‌اند در اختيار ما بگذارد . سبكى در طبقات الشافعية دو حكايت دربارهء أبو ذر آورده است . در يكى گويد : « أبو بكر بن بالويه گفت : از ابن خزيمة شنيدم كه مىگفت : نزد أمير إسماعيل بن أحمد بودم ، حديثي از قول پدر خود نقل كرد واسناد آن نادرست بود ، حديث را مردود اعلام داشتم . چون از نزد أو بيرون آمدم ، أبو ذر قاضى گفت : ما بيست سال است كه مىدانيم اين حديث نادرست است اما هيچ يك از ما قدرت آن را نداشت كه به ردّ آن بپردازد . به أو گفتم : براي من جايز نيست كه حديثي از قول رسول الله ( ص ) بشنوم ودر آن خطا وتحريفى باشد وآن را مردود اعلام نكنم . » « 92 » ودر حكايت دوم گويد : « محمد بن يوسف بخارى گفت : شبى در منزل محمد بن إسماعيل بودم ، در آن شب هجده بار از جاى خود برخاست وچراغ را روشن كرد وبه يادداشت بعضي نكات ومراجعه به كتاب پرداخت . » « 93 » اگر توجه داشته باشيم كه اين محمد بن إسماعيل همان امام بخارى جعفى معروف متوفى در 256 ه است در آن صورت مىتوانيم استدلال كنيم كه أبو ذر بخارى أو را در أواخر عمر در بخارا ديده است ، اگر در آن تاريخ أبو ذر خود شانزده سأله مىبود ، بايد تاريخ تولد أو را در حدود 240 ه فرض كنيم ، وبا توجّه به تاريخ تقريبي وفات أو ، وى بايد نزديك به صد سال زندگى كرده باشد . در مبحث مربوط به أوضاع سياسي وفرهنگى خراسان ، بويژه بخارا مطالب ديگرى دربارهء أبو ذر گفته شد ، در اينجا مىخواهيم دربارهء مذهب أو نيز نكاتى را يادآورى كنيم .
هامش
( 90 ) . نرشخى ، تاريخ بخارا ، ص 18 .
( 91 ) . همان ، ص 130 .
( 92 ) . سبكى ، طبقات الشافعية الكبرى ، ج 3 ، ص 111 .
( 93 ) . همان ، ج 2 ، ص 220 .