بدترين آنها ، آنكه دير از وقت ومشوب باشد . » « 86 »
از اين كه بگذريم ، در يتيمة الدّهر نيز به شخصيت ديگرى اشاره دارد كه أو نيز مكنى به أبو ذر است . ثعالبى در ضمن سخن دربارهء أبو الطيّب طاهرى شاعر خراساني ساكن بخارا ، گويد : « أبو ذر حاكم بخارا آماج هجاى أو بود وبه دنبال آن چند بيت از هجاى أبو الطيب را آورده است : « 87 »
أف للدهر أف له * قد اتانا بمعضله
بأبى ذر الذي * كان ملقى مزبله »
از هجاى شاعر پيداست كه أبو ذر حاكم بخارا چندان شخصيت بزرگى نبوده ، وحكومت بخارا افزون از شايستگى أو بوده است . از اين رو از وى نيز صرف نظر كرديم ودر تواريخ وتراجم به جستجوى خود ادامه داديم تا سرانجام آنچه را مىخواستيم در يكى از كتابهاى تاريخ يافتيم كه در آغاز دوران سامانيان نوشته شده است : تاريخ بخارا ، نوشتهء أبو بكر محمد بن جعفر نرشخى . در اين كتاب آمده است كه أمير نصر بن أحمد بن إسماعيل سامانى پس از كشته شدن پدرش در « روز پنجشنبه يازدهم جمادى الأخراى سال 331 ه به حكومت رسيد . » « 88 » در عهد أو اسماعيليان بر دولت سامانى مسلّط شدند وكار منتهى به انقلابى شد كه حكومت به پسرش أمير حميد نوح بن نصر واگذار شد . نرشخى در پى اين سخن چنين ادامه مىدهد :
أمير حميد در آغاز ماه شعبان سال 331 ه زمام حكومت را به دست گرفت . وأبو ذر كه قاضى بخارا بود ودر عصر أو از وى فقيهتر كسى نبود وكتاب المختصر الكافي از تأليفات اوست « 89 » ، وزارت أو را داشت . سپس ، نرشخى كه خود متولد 286 ه ومتوفّاى سال 348 ه است ، دربارهء قضات بخارا در آن دوران چنين گويد : « أبو ذر محمد بن يوسف بخارى ، از أصحاب امام شافعي رحمه الله ، صاحب علم وزهد بود ومقدّم علماى بخارا . بارها أو را از طريق تقديم رشوه ، به هر وسيله ، در نهان آزمودند ، ليكن به هيچ وجه خود را آلوده نساخت بلكه روز به روز عدل وانصاف در أو ظاهرتر مىشد . وهنگامى كه به پيرى رسيد از آن شغل استعفا خواست وبه حج رفت وپس از اداى فريضة مدتي را در عراق ماند تا از محدّثان استماع حديث
هامش
( 86 ) . ثعالبى ( أبو منصور ، عبد الملك بن محمد بن إسماعيل ) ، الاعجاز والايجاز ، ص 109 .
( 87 ) . همان ، يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 73 .
( 88 ) . نرشخى ، تاريخ بخارا ، ص 126 - 125 .
( 89 ) . همان ، ص 129 .