د ) « نفس از عقل مدد مىگيرد وبه طبيعت يارى مىرساند . . . عقل در جريان خود يك جهت واحد دارد ، زيرا از عقل جز خوب وزيبا وسودمند بروز نمىكند وجز با خوبى همراه نمىشود وجز حكمت چيزى را بالا نمىبرد وجز پاكى چيزى را نمىپذيرد وكار أو رهاندن جهان از شرّ است ونشان دادن آنچه براي جهانيان به صلاح است . » « 76 »
مطالبى كه در اينجا از السعادة والاسعاد نقل شد بويژه بند 2 تقريبا عين عبارات برقلس در الخير المحض است كه نويسنده از أفلاطون دانسته است وبحث مفصل آن زير عنوان تأثير فلسفهء نو افلاطونى در فلسفهء عامري خواهد آمد .
همچنين بايد يادآور شويم كه عامري از أرسطو ونيقوماخوس ودو كتاب الكون والفساد وريطوريقا نام برده است ، ليكن چنان كه در مورد أفلاطون مشاهده مىكنيم در مورد أرسطو نيز أو آراء وعقايد ارسطويى را از خلال تلخيصها وشروح نو افلاطونيان تلقّى واخذ كرده است .
نويسندهء كتاب به تفسير ثامسطيوس اشاره مىكند واز أو مطالبى را نقل مىكند والبتة از نظر أو مطالب منقول ، از شخص ارسطوست . از جمله گويد : « [ أرسطوطاليس ] در حرف لام [ ما بعد الطبيعة ] ، گفته است ، ما آن را از تفسير ثامسطيوس استخراج كرديم : ناموس ، همان خداوند است . وگفت : أو سبب نظام أشياء موجود است وأو حق است وعقل است وخير حقيقي است . وگفت : أو مبدأ وكمال است . » « 77 » نويسنده در جاى ديگرى از كتاب السعادة والاسعاد رأى أرسطو را در مورد انديشهء درست نقل مىكند وآن را با مطالبى از شرح ثامسطيوس دنبال مىكند كه نشان مىدهد مأخذ اصلى رأى أرسطو همان شرح است . « 78 »
يحيى بن عدي كتاب ريطوريقا را به عربى برگردانده است . « 79 » اما الكون والفساد را أبو بشر متى بن يونس از سريانى به عربى برگردانده است ويحيى بن عدي آن را پس از مطالعه ، اصلاح كرده است ؛ « 80 » اين كار در سال 330 انجام گرفته است . اخلاق نيقوماخيا را ثامسطيوس شرح كرده است ، « وچند مقاله از تفسير ثامسطيوس به خط إسحاق بن حنين در اختيار أبو زكريا يحيى بن عدي بوده است . » « 81 » ما بر أساس اعتمادي كه نويسندهء السعادة والاسعاد در بيان آراء أرسطو به شرح ثامسطيوس داشته است اختلاط تفكر ارسطويى با عناصر نو افلاطونى را در السعادة والاسعاد ودر أغلب آثار فلسفي عامري توجيه مىكنيم .
هامش
( 76 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 181 ، 182 .
( 77 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 181 ، 182 .
( 78 ) . همان ، ص 409 .
( 79 ) . سحبان خليفات ، مقالات يحيى بن عدي الفلسفية ، تصحيح وبررسى ، ص 25 .
( 80 ) . همان ، ص 26 - 25 .
( 81 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 312 ؛ نيز قفطى ، تاريخ الحكماء ، ص 42 .