تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
خبر از نعمان بن منذر را كه « دو روز مشهور در سال داشته » « 53 » آورده است . « 54 » اخبارى از قبيل مشاورهء قبيلهء سعد بن زيد مناة با أكثم بن صيفي دربارهء جنگ با رسول الله « 55 » ( ص ) ودار الندوة « 56 » وذكر قريش « 57 » ولغت حميرى « 58 » وبنى مخزوم « 59 » ومىبينيم كه توجه به اين گونه مسائل مربوط به فرهنگ عربى جز از يك نويسندهء عربى الأصل ساخته نيست . [ ! ] از اين رو مىبينيم كه أو به نقل از مورّخان بزرگ عربى واسلامى ، أعم از راشدى وأموي وعباسى مىپردازد . از ابن القريّه « 60 » ذكر مىكند واعتقاد ما بر اين است كه اين نام تصحيف شدهء نام خطيب أموي ، ابن القسريّة « 61 » ، يزيد بن خالد بن عبد الله است . نويسنده از حجاج ومعاوية وعمرو بن عاص وزياد بن أبيه ياد كرده ، ودر هيچ مورد جنبهء سلبى ملحوظ نيست . از فرماندهان فتوح اسلامى جز سه تن كه هر سه عرب‌اند ، أحنف بن قيس بزرگ بنى تميم كه هرات وبلخ ومرو را گشود ودر خدمت عبد الله بن عامر در خراسان بود ودر سال 72 در كوفه درگذشت . وحذيفة بن اليمان كه عمر بن خطاب أو را والى مدائن قرار داده بود ودر جنگ نهاوند ايرانيان را شكست داد ورى وهمدان را گشود ودر 36 درگذشت ، ومالك بن حارث معروف به اشتر نخعى ، كه فرماندهء سپاه امام علي ( ع ) بود ( متوفى 37 ه ) . اگر فرض كنيم كه نويسندهء كتاب السعادة والاسعاد إيراني يا شيعي است ، بيشتر شخصيتهاى عرب كه نام برديم ، بايد با جهت‌گيرى منفى در كتاب أو ياد شده باشند . وچون مىبينيم كه همهء رجال وفرماندهان عرب را با احترام ياد مىكند ، معلوم مىشود كه نويسندهء كتاب ، عرب وسنّى است . « 62 » و ) روش كلامي نويسندهء السعادة والاسعاد . اطلاعات كلامي نويسنده ، تا حدّ زيادى از خلال مطالب كتاب معلوم است . از بارزترين نمونه‌ها ، قياس غايب به شاهد است كه نزد متكلمان معروفيت دارد ، از جمله گويد : انفعال گاهى از طريق حس است كه با حضور شئ ( شاهد ) صورت مىگيرد وگاه از طريق تخيل است كه در غياب شئ محسوس واقع مىشود . « 63 »
هامش
( 53 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 25 .
( 54 ) با اين دلائل استوار ( ! ) نه تنها عروبت عامري بلكه عرب بودن نظامى گنجوى نيز كه بهرام نامه‌اش عمدة در ذكر اخبار نعمان بن منذر وخاندان اوست ثابت مىشود . ! !
( 55 ) . همان ، ص 321 ، 428 ، 433 ( به نقل از نملى مورّخ ) ، 245 - 244 .
( 56 ) . همان ، ص 321 ، 428 ، 433 ( به نقل از نملى مورّخ ) ، 245 - 244 .
( 57 ) . همان ، ص 321 ، 428 ، 433 ( به نقل از نملى مورّخ ) ، 245 - 244 .
( 58 ) . همان ، ص 321 ، 428 ، 433 ( به نقل از نملى مورّخ ) ، 245 - 244 .
( 59 ) . همان ، ص 321 ، 428 ، 433 ( به نقل از نملى مورّخ ) ، 245 - 244 .
( 60 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 172 .
( 61 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 139 .
( 62 ) بر خواننده پوشيده نيست كه اين دلايل ولحن بيان ، بسيار كودكانه است ، مورخان إيراني در تمام طول تاريخ اسلام در نهايت أدب سخن گفته‌اند واگر أهل سنّت بوده‌اند در إيراني بودنشان جاى ترديد نيست . - م .
( 63 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 135 .