[ البتة اين سخن نويسنده هيچ ربطى به آن اصطلاح كلامي وقياس غايب به شاهد ندارد ، بلكه تعريف احساس وتخيل وبيان فرق آنهاست . - م . ] نويسنده از فرقههاى كلامي ، تنها از خوارج نام برده وروش آنها را مردود دانسته است . از اينجا مىتوان نتيجة گرفت كه خارجي نبوده ، واگر معتزلي يا شيعي بود نيز از رجال يا كتابهاى ايشان سخنى به ميان مىآورد .
ادلّهء كافى در كتاب وجود دارد كه سنّى بودن أو را اثبات مىكند . از امّ المؤمنين عايشه نام برده وحديثي از قول أو از رسول خدا نقل كرده است . « 62 » از أبو بكر صديق « رضي الله عنه » « 63 » ياد كرده واز عمر بن خطاب در ده مورد نام برده واز انديشهء درست أو در مورد قتل اسراى مشركان در جنگ بدر سخن گفته است . « 64 » واز عدالت گسترى وسيرهء نيك واحكام قضايى أو به نيكى ياد كرده است . « 65 » در تفسير آيهء « شورى » متذكر شده كه خداوند رسول ( ص ) خود را به مشورت با أبو بكر وعمر ترغيب كرده است . « 66 »
گذشته از مطالب ياد شده ، همهء محدثانى كه از آنها حديث نقل كرده وفقيهانى كه از آنها نام برده است بدون استثناء سنّى بودهاند . از معاوية بن أبي سفيان نيز در چهار مورد نام برده واز سياست وحكمت أو سخن گفته است . « 67 » از زياد بن أبيه واخلاق أو نسبت به بزرگان قوم ياد كرده « 68 » ، واز عمر بن عبد العزيز « 69 » ، ونصر بن سيّار كه از ناحيهء بنى أمية والى خراسان بوده است « 70 » نيز ذكرى به ميان آورده است . پيداست كه در نوشتههاى شيعه وخوارج از اين اشخاص به شيوهء مثبت نام برده نمىشود . واگر به اين نكته نيز توجه كنيم كه نويسندهء كتاب السعادة والاسعاد به هيچ يك از نوشتههاى متكلمان شيعه وخوارج يا فقهاى ايشان استشهاد نكرده واز معتزله نيز چيزى نقل نكرده است بر ما ثابت خواهد شد كه بىترديد أو سنّى بوده است .
ز ) تفكر فلسفي نويسنده . نويسندهء السعادة والاسعاد از فلاسفهء مسلمان ، از كندى در هفت مورد واز أبو زيد بلخى در چهار مورد واز أبو بكر محمد بن زكرياى رازي وقسطا بن لوقا طبيب وفيلسوف ، كه رسالهء أو در بيان فرق ميان نفس وروح مشهور است در يك مورد نام برده است .
نويسندهء كتاب دو بار از فارابى با عنوان « بعض الحدث من المتفلسفين « 71 » » ياد كرده است كه نشان مىدهد فيلسوفانى كه بيش از همه در أو تأثير گذاشتهاند كندى وبلخى ودر درجهء سوم فارابى بودهاند واز اين مهمتر ثابت مىكند كه كتاب السعادة والاسعاد در نيمهء أول قرن چهارم وبعد از سال 330 ه نوشته شده است . معروف است كه فارابى نوشتن كتاب آراء أهل المدينة
هامش
( 62 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 150 .
( 63 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 64 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 65 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 66 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 67 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 68 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 69 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 70 ) . همان ، ص 242 ، 310 ، 431 ، 434 ، ( 294 ، 380 ) ، 320 ، 378 .
( 71 ) . همان ، ص 211 - 194 .