د ) ديدگاه مذهبي . از جمله مسائلي كه به تربيت اسلامى وآشنايى نويسندهء كتاب با فقه وحديث ارتباط مىيابد آن است كه از آل البيت [ ع ] وصحابه فراوان ياد كرده است . در سراسر كتاب متجاوز از بيست ودو بار از امام علي بن أبي طالب ياد كرده ودر ده مورد آن به أقوال آن حضرت استشهاد نموده است - ظاهرا عمدهء آن مقتبس از نامهاى است كه امام به والى مصر مالك اشتر نخعى دربارهء سياست وادارهء أمور نوشته است ، وى قبل از تصدّى امر كشته شد .
نويسندهء كتاب السعادة والاسعاد از حضرت فاطمهء زهرا [ ع ] نيز يك بار واز امام حسين بن علي [ ع ] دوبار واز امام حسن مجتبى [ ع ] نيز چهار بار در كتاب خود نام برده است ودر هيچ يك از موارد ياد شده ، نشانهاى از ديدگاه شيعي نويسنده نمىتوان يافت .
از سويى ديدگاه سنّى أو از كم وكيف ذكر صحابه وديگران آشكار است ، چنان كه دو بار از عايشه وچهار بار از أبو بكر ودوازده بار از عمر بن خطاب وچهار بار از ابن عباس ياد كرده ودر همهء موارد با بزرگداشت واحترام تمام . از صحابه اشخاصى مانند حباب بن منذر ( جنگ بدر ) وزبير بن عوام پسر عمهء پيامبر ( ص ) واز بشارت داده شدگان به بهشت وكسى كه در همهء جنگها همراه پيامبر بوده ومقداد بن عمرو بن الأسود ( متوفى 33 ه ) هفتمين كسى كه اسلام آورده وبه حبّ خدا ورسول شهرت يافته است وأمثال ايشان را نويسنده با حرمت تمام ياد كرده است .
ه ) شيوهء لغوى وأدبي . هنگامى كه مضامين كتاب حكايت از اين داشته باشد كه نويسندهء آن ، با فقه وحديث وتاريخ اسلام وسيرهء نبوي آشنا بوده است وبر اخبار وأحوال صحابه وآراء وروشهاى أهل تفسير ومسائل قرآني وقوف داشته است ، پيداست كه لغت وأدب ومغازى نيز جزئي از فرهنگ يك عالم وفقيه مسلمان خواهد بود . در بررسى كتاب مىبينيم كه أو چهار تن از لغويان معروف را در شش مورد نام برده وهفت تن از اديبان معروف را در نه جاى كتاب ذكر كرده است .
از خليل بن أحمد فراهيدى ، بويژه از كتاب العين أو در سه مورد نام برده است . يكى ، آنجا كه خليل در معنى سياست گفته است : « سياست اصلاح حال مردم وسامان دادن به جامعه است . [ خليل ] گفته است : عرب مىگويد : « ساس فلان دابته » هنگامى كه به صلاح آنها قيام كند وآنها را براي تربيت ، رياضت دهد . » « 45 »
در پارهاى ديگر از أو در تحديد معنى « سنّت » چنين نقل مىكند : « در كتاب العين آمده است ، به هر روشى از خير يا شر سنّت گفته مىشود » . « 46 » هنگامى كه از رأى ومشورت سخن مىگويد وبه آيهء كريمهء « وشاورهم في الامر » مىرسد ، مىگويد : « در كتاب خليل « مشورة » مفعله است ،
هامش
( 45 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 175 .
( 46 ) . همان ، ص 177 .