تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
پيامبر اسلام بيست وسه بار نام برده ، واز صحابه وعلماى حديث وتفسير وفقه واز آل بيت بارها استشهاد آورده است كه مجموعا ثابت مىكند كه نويسنده قطعا مسلمان بوده است واز علماى تفسير ياد كرده ، از جمله شريك ( متوفّى 200 ه ) ووهب بن منبّه از تابعين ( متوفّى 114 ه ) كه مشهور به اطلاع از اخبار قدما وپيامبران است وعمرو بن دينار وطاوس وغيره ، كه گسترش اطلاعات اسلامى وتربيت ديني أو را ثابت مىكند . ج ) روش فقهى نويسنده . شايد جنبهء فقهى نويسنده در السعادة والاسعاد بارزترين چيزى باشد كه نظر خواننده را جلب مىكند . در اينجا به برخى از شواهد اشاره مىكنيم . 1 ) خطبهء كتاب حاكى از يك ذهنيت فقهى وكلامي است ، نويسنده تصريح دارد به اينكه كتاب أو متضمّن روشى عقلي در مورد شرع ودين است . چنان كه گويد : « ستايش پروردگارى را كه بر آنچه آفريد نعمتهاى خويش را ارزانى داشت وظاهر وباطن آنها را از آن برخوردار ساخت وبىسابقه‌اى بر آنها احسان كرد وآفريدگان را مورد انعام خود قرار داد وراه اكرام را بر آنها گشود . پس ، آنها را نسبت به نعمتهاى خود آگاه ساخت وبه سلوك در راه اكرام خويش فرمان داد وبه كوشش وپايدارى در طلب ، امر كرد واز راحت وسستى بر حذر داشت وخلايق را به همكارى ويارى يكديگر در راه رفع شبهات وگمراهىها واداشت ، وبه روشن بيني « 20 » از طريق عقل وهوش ترغيب كرد وفهم بيان واشاره را در نهاد ايشان گذاشت وقدرت تكلّم وبيان را به ايشان داد تا آنچه بر ايشان سودمند است بازشناسند وملتزم گردند واز آنچه زيان‌آور است پرهيز كنند . وما در اين كتاب راه راستى را كه خداوند براي بندگان خويش به سوى سعادت واسعاد تعيين كرده است ، باز نموديم . » « 21 » 2 ) در جملاتى كه اينك نقل مىشود اصطلاحاتى را مىيابيم كه در بين فقها متداول است مانند : « مذهب » و « بدعت » . نويسنده گويد : « گوييم صناعت ، هيأتى نطقى وعملي است براي بدن ونفس ، ومذهب ، هيأتى فعلى ونطقى براي نفس است . وگوييم : صنعت مقتضى مصنوع حسّى است اما مذهب مقتضى مفعول وهمى است : صنعت از طريق خيرات خارجي به دست مىآيد ومذهب از طريق كسب خيرات بدني ونفسي ، أهل صنعت با موجود خالى از نفس سر وكار دارد وصاحب مذهب با صاحب نفس . « 22 » وگوييم : صنعت ومذهب هر دو از طريق سلوك راه وروش معينى به خير منتهى مىگردد . اما ، بدعت ، توهّم خير ايجاد مىكند ليكن بدان نمىرساند ، زيرا مسير آن خارج از راه درست است » « 23 » وشايد تقسيم نفس ناطقه از جانب أو به
هامش
( 20 ) . در أصل : تبيين ، أبو الحسن عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 31 .
( 21 ) . در أصل : تبيين ، أبو الحسن عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 31 .
( 22 ) . در أصل : المنتفس .
( 23 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 31 .
رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 97 | أبو الحسن العامري