است ، وهنگامى كه از مبرّد دربارهء تعليم كودكان چيزى نقل مىكند مىگويد : « أبو الحسن گويد ( يعنى شخص نويسنده ) : آنچه را مبرّد از أهل فضل نقل كرده است ما آن را در ضمن سخن مروى از ابن عباس يافتيم » . « 17 » اين مطلب نشان مىدهد كه تبحر أو در حديث تا چه حد وسيع وپر دامنه بوده است .
در چهار مورد نيز از صحابي عبيد الله بن عمرو ، وسه بار از عبد الرحمن بن صخرازدى ( متوفى 59 ه ) معروف به أبو هريره ، ودو بار از عبد الله بن مسعود هذلى ( متوفى 32 ه ) كه سومين كس بود كه اسلام آورد ونخستين كسى كه آشكارا در مكة قرآن خواند وآن را اظهار كرد . ودوبار از سعيد بن مسيّب قرشي مخزومى ( متوفى 94 ه ) كه يكى از فقهاى هفتگانهء مدينه بود وبه « سيد التابعين » شهرت داشت ، وداناترين مردم به داوريهاى رسول ( ص ) وعمر وأبو بكر بود . واز چند صحابي مانند عبد الرحمن بن عوف ( متوفى 32 ه ) كه از أو حديث بسيار نقل شده است وأبو قلابة وزيد بن ثابت خزرجى ( متوفى 45 ه ) كه داناترين صحابه در علم فرائض بوده ، از هر كدام ، يك بار نام برده است . از كاتبان رسول الله ( ص ) از أبو سعيد خدري وبشر بن عطيّه ، ومجاهد - كه بهتر آن است كه مقصود از مجاهد ، أبو بكر أحمد بن موسى بغدادي ( متوفى 324 ه ) باشد كه محدّث بوده وامام قرائت در عصر خود ، واز آثار مشهور أو قراءة النبي والقراءات الكبير والشّواذ في القراءات است . « 18 » واز أعمش أبو محمد سليمان بن مهران ( متوفى 148 ه ) كه محدّث وقارى بوده و « حديث را از زهرى وانس بن مالك گرفته وشيوخ قراءات أو ، مجاهد ونخعى ويحيى بن وثّاب وعاصم ، بودهاند » « 19 » نام برده است . دربارهء ميمون بن مهران محدّث ، در ضمن بحث از مآخذ فارسي آثار عامري سخن خواهيم گفت . از اين بررسى چنين نتيجة مىگيريم كه 1 ) نويسنده از تربيت ديني وسيع وعميقى برخوردار بوده است ؛ 2 ) در علم حديث تبحّر كافى داشته است . وشك نيست كه اين دو نكته فرهنگ خانوادگى نويسنده ، بويژه پدر أو ، را تا حدى مشخص مىكند .
ب ) فرهنگ قرآني . آيات قرآني ونامهاى پيامبران ومفسران آمده در كتاب السعادة والاسعاد نشان مىدهد كه نويسنده داراى فرهنگ ديني واسلامى بوده است . از تورات يك بار نام برده ، از بني إسرائيل ، موسى ( ع ) ، داود ( ع ) نيز نام برده ، عيسى ( ع ) را دوبار واز محمد ( ص ) بارها نام برده است . يعنى أو تنها از سه دين آسمانى يهودي ونصراني واسلام نام برده است . از
هامش
( 17 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 383 .
( 18 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 34 .
( 19 ) . بروكلمان ( كارل ) ، « الأعمش » ، دائرة المعارف الاسلامية ، ج 3 ، ص 551 .