تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
ايشان 249 نفع عالم ما بر وجه استقلال ايشان 250 به ايجاد 251 چيزها ؛ معاذ اللّه 252 . بلكه به حركات ايشان استعداد چيزها پديد آيد ، وبارى 253 عزّ وعلا 254 ايجاد كند آن چه لايق استعداد 255 باشد هر چيزى را 256 در قدر خويش . وچون كه در فاعل تجدّد وتغيّر روا نيست ، پس تجدّد چيزها به اعتبار تجدّد استعداد قابل وى باشد . ويك چيز را شايد كه اثر مختلف شود ومتجدّد به اعتبار 257 اختلاف حال قوابل 258 ، وتجدّد آن نه به اعتبار اختلاف حال فاعل [ باشد ] . ( 30 ) وتو اعتبار كن به فرض شخصي [ را ] كه از حال خود بنگردد وهيچ حركت نكند ، وليكن در مقابل وى بدارند 259 آينه‌هاى مختلف به مقدار وصفا وكدورت در هرآينه 260 صورتي پديد آيد به قدر آينه از بزرگ وكوچك وصافي وكدر از آن اين 261 شخص مفروض . واين اختلاف صور از اختلاف حال قوابل لازم آيد نه از اختلاف حال صاحب صورت سبحان از 262 آن خداى كه اين چنين تقدير كرد واين چنين تعديل آفريد . ثبات را به ثبات بسته كرد وحادث را با حادث بسته كرد تا خير وفيض دايم گردد بي [ آن كه ] هيچ تغيّرى 263 [ 125 / ب ] در ذات أو ، عزّ سلطانه ، 264 پديد آيد 265 ونيز تا رحمت أو متناهي نشود ، چه جود أو را نهايتى نيست ونقصان به وى راه نيابد واوّل وآخر ندارد ومبدأ ومنتهاى همهء موجودات اوست ، عزّ سلطانه . ( 31 ) بدان كه جود ، بخشيدن چيزى است لايق ، بىغرض 266 ؛ وهر كه فعلى كند از بهر غرضى 267 أو فقير بود نه غنى ، وغنى آن باشد كه أو را در