خويش ، واز آنجا لذّتها يابيم روحاني كه در عالم ما 232 شبيه 233 ندارد .
( 27 ) چون كه حال ما چنين است ، چه ظن است تو را به اشخاص كريم ربّانى دايم صورت ثابت ذات و 234 جرم ، أيمن از فساد به سبب 235 بعد از عالم تضاد ، مجرّد 236 از شواغل ، كه از ايشان هرگز شروق أنوار ربّ الأرباب منقطع نشود وامداد لطايف الهى از ايشان بريده نشود ؟ از بهر آن كه مقصود ومطلوب ايشان منقطع ومنصرم 237 نيست ، حركات ايشان نيز منقطع نيست و 238 هر يكى را از ايشان 239 مقصودى ومعشوقى هست جداگانه از عالم أعلى كه أو نور قاهر [ است ] وسبب وممدّ 240 اوست به نور خود .
( 28 ) وواسطه است ميان أو وحقّ تعالى تا مشاهدت أنوار جلال الهى كند [ و ] به واسطهء تأثير اشراقي موجب حركتي شود وهر حركتي موجب اشراقي گردد 241 . پس دوام تجدّد اشراقات موجب دوام تجدّد حركات است ودوام تجدّد حركات ممدّ 242 دوام اشراقات است [ 125 / الف ] ودوام هر دو سلسله ، موجب دوام حدوث حوادث است در عالم سفلى . واگر نه شوق أفلاك وحركات ايشان بودى از خود خداى 243 عزّ وجلّ 244 ، حاصل نشدى الّا قدرتى متناهي ولازم آمدى انقطاع فيض خداى 245 تعالى ، زيرا كه در ذات أو تغيّر نيست تا موجب تغيير فيض بود در حادثات .
( 29 ) پس مستمرّ شد به جود حقّ 246 سبحانه تعالى حدوث حادثات به سبب وجدى 247 دايم از آن عاشقان ربّانى . ولازم شود از 248 حركات
رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
ص١٤٥