پيش از جملهء ممكنات هيچ چيز 192 نيست جز ذات أو ونيز پيش از جملهء ممكنات هيچ 193 شرط نيست ، زيرا كه هر چه شرط باشد ممكن بود از وقت وحالت وغير آن . اگر جملهء ممكنات موقوف است بر ذات أو 194 يا بر أرادت 195 ويا بر قدرت [ أو ] واين همه با وى دايم است ، پس بايد كه خلق نيز دايم باشد 196 . ونشايد كه امضاى أرادت حقّ موقوف گردد بر وقتي ، هم چون از آن ما كه در حال أرادت چيزى 197 باشد ولكن 198 امضاء آن 199 موقوف بود بر وقتي ويا بر 200 شرطي ، هم چون آمدن زيد ورفتن [ أو در ] روز فلان . زيرا كه پيش از همهء ممكنات هيچ وقت 201 وشرط نيست الّا ذات حقّ . ونشايد كه أو متغيّر باشد تا آن چه نخواسته باشد بخواهد يا بكند آن چه نتوانسته باشد كردن تعالى عن ذلك ، وچون كه توان گفت كه شعاع از آفتاب است نه آفتاب از شعاع ، واگر چه شعاع دايم است به دوام آفتاب ، وعجب نبايد داشت دوام فيض حقّ سبحانه 202 وتعالى را . وآفتاب را چه 203 زيان مىدارد 204 205 كه شعاع با وى دايم بود با وجود ذراتى چند وبقاء 206 دوام شعاع 207 با وجود 208 ذرّات وبقاى ايشان در نور وى [ ؟ ]
الهيكل الخامس
209 ( 24 ) بدان كه هر حادث 210 كه حادث شود 211 استدعاى سببي كند حادث ؛ وهمچنين اين سبب از براي حدوث ، سببي ديگر خواهد حادث ؛