تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
را 115 وأو منزّه است از هر دو و 116 أو را 117 نيز ندّ 118 نيست ، زيرا كه 119 ندّ هم چون بود كه 120 بيان كرده آمد ، [ پس ] به جز وى واجبي ديگر نيست . وواجب الوجود منزّه است 121 از مكان وجهات 122 . از براي آن كه منزّه است از جسم وتركيب ، وأو راست جلال أعلى وشرف أعظم ونور اشدّ . وعرض نيست تا مفتقر بود به محل در وجود ، وجوهر نيست 123 تا مشارك جواهر بود 124 در جوهري 125 وبه مختص محتاج بود 126 . بلكه اختلاف أجسام از بهر 127 اختلاف هيأت به شكل ومقادير بود واختلاف 128 اينها 129 از بهر اختلاف 130 صور است واختلاف صور آنها [ از ] بهر اختلاف استعداد واختلاف استعداد از بهر اختلاف حركات است واختلاف حركات از بهر اختلاف معشوقات است واين همه اختلافات 131 دلالت مىكند بر ذات وى وبر وحدانيّت وى ؛ زيرا اگر اختلاف مخصّصات نبودى ، [ اعني ] اختلاف شكل ومقدار وحركت 132 ومراتب أركان عالم نبودى واگر جسم 133 عرض بودى ، همهء أجسام را يك عرض بودى ونه چنين است ؛ بلكه موجب ومرجّح اين 134 همه واجب الوجود است . جلّ ثناؤه وعزّ سلطانه .

واسطة الهيكل

135 ( 17 ) بدان كه جسم‌ها را انبازى است با يكديگر در جسمي وجدايى است ايشان را به استنارت وعدم استنارت . پس نور در أجسام عرض است ونوريّت أجسام ، ظهور ايشان است . ومعنى نور عرض 136 است و