تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
روح حيواني [ 120 / الف ] نه آن روح است كه در قرآن مجيد مذكور است ، بلكه اين را « روح حيواني » گويند وجمله جانوران را باشد ؛ وآن كه در قرآن ياد كرده است « نفس ناطقه » است كه نوري است از نورهاى حق تعالى ، ودر هيچ جهت نيست ، بلكه از خدا آمد وبا خدا [ باز ] گردد ، چنان كه در كلام مجيد فرموده است :
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
« 1 » . و 51 بدان كه گروهى از مردم چون بدانسته‌اند 52 كه نفس ناطقه جسم نيست ، پنداشتند كه خداى است وبدين پندار از حقّ تعالى دور افتادند ؛ زيرا كه خداى 53 تعالى يكى است ونفس‌ها بسيار است ؛ كه هر شخصي را نفسي هست جداگانه ، زيرا كه اگر همهء مردم را يك نفس باشد ، [ بودى ] 54 بايد كه هر چه يكى داند همه دانستندى ، 55 زيرا كه دانا [ ئى ] در همهء اشخاص يكى است وهم چنين آرزوى يك شخص آرزوى همهء اشخاص بودى 56 ونه دانائى در همهء اشخاص متساوي بودى ، ونه چنين است . و [ گوييم ] اگر [ كه ] 57 نفس ناطقه خدا بودى ، چگونه أسير قوّت‌هاى تن بودى وخود را گروگان شهوت ساختى ، وچگونه حكم آسمان بر وى روان بودى [ ؟ ] وچون كه اين همه وى را حاصل است ، پس محال است كه وى خدا باشد . تعالى اللّه ! ( 2 ) ( 11 ) وگروهى ديگر پنداشتند كه نفس ناطقه جز ويست از اجزاء 58
هامش
( 1 ) سورهء فجر ، آيات 27 و 28 .